تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بستن آداب دينى ، بيش از شصت سال در دربار شاهان به كار منشىگرى اشتغال داشت و مظفر الدّين شاه و محمد على شاه قاجار و گروهى از درباريان را مدح و ستايش نمود . « ترجمه نهج البلاغة » و « كنز المؤمن » و « نظم مصباح الشريعة » و « خلاصه تواريخ » و « دستور انشا » و « تاريخ عالم » از منشئات و مؤلفات وى است . از او است :
سزد به حضرت حق دل دهم بهديه و باج * كه بر ملوك جهان او همىببخشد تاج خجل شدم ز نياز حقير و اين تخييل * كه بىنياز بود حضرتش ز باج و خراج به مسجد و بخرابات غير حق نبود * اگرچه طوف حرم لازم است بر حجاج خراج و باج بود هم ز عالم امكان * فضاى قدس منزه شد از اريكهء عاج مقام قرب كجا و خيال افسر و گنج * بجويبار بهشتى كسى نجويد كاج هميشه برد بود شاه را ببازى دهر * نه آنكه حيله و افسون نمايدش بحلاج ( تقى ) تو تند مران توسن فصاحت را * حريف عمر كمينگاه دارد و قيقاج اگرچه عمر گذر كرد علم كامل شد * باينكه بهره نيابد به غير حق محتاج
در آغاز بعضى منظومه‌هايش گويد :
حمد بىحد مر خدائى را نخست * كه بنامش نامها گردد درست آنكه از فضلش دوعالم روشن است * هيكل خاكى ز فضلش گلشن است آن توانائى كه بر تيغ زبان * داد و آب از جوهر نطق و بيان آن كريمى كز كرم بىشك و ريب * رزق هركس مىدهد از خوان غيب آنكه در شكرش فزون نعمت بود * طاعت او موجب قربت بود آن نواسازى كه در هر زخمه‌اى * مىزند هردم بنوعى نغمه‌اى آنكه چون فرمود « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ » * جمله در قول « بلى » گشتيم گم در ازل تسليم با او عهدها * در مذاق ما فشاند او شهدها ما چسان گرديم داناى وجود * چون بجا آريم شرط آن عهود
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 167 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري