تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥

صديق يوسف صديق

شيخى مسلك و از اتباع حاج كريم خان كرمانى بود ، اديب شاعر با تخلص « صديق » . در ترجيع‌بندى در مدح مولا امير المؤمنين عليه السلام گويد :
فرمود نبى بصدر منبر * من شهر علومم و على در يعنى كه مرا از او بجوئيد * دزد است كسى كه نايد از در از دولت مهر چهارده تن * انديشه چرا كنم ز محشر در روز حساب شاد و خندان * خود را بكشم بحوض كوثر يا رب بكريميت عطا كن * توفيق زيارتم مكرر تا هر نفسى بجاى آرم * هفتاد هزار حج أكبر ( صديق ) مىگشت بر در دوست * دل‌بسته به التفات قنبر روزى كه قلم گرفت معبود * لوحش كف مرتضى على بود

صفا

ميرزا ابراهيم فرزند محمد حسين اولياء سميع شيرازى

اديبى است كه شعر را نيكو مىسرود با تخلص « صفا » ، چندى در بمبئى اقامت گزيد ، و در سال 1289 به حيدرآباد دكن رفت و به وزير ابو الخير محمد رفيع خان شمس الأمراء پيوست و از ملازمان پادشاه امير على خان شد و به دو لغت فارسى مىآموخت . كتاب « كنز النصائح » را به سال 1292 تأليف كرد . صفا

ميرزا غلامعلى فرزند محمد هروى حائرى

از دانشمندان كربلا در سدهء سيزدهم ، فاضل اديب شاعر با تخلص « صفا » ، كتابهاى