« جلاء الأذهان » را ( 981 ) چنين گفته :
تفسير بخوان كه موجب غفران است * خوانندهء آن خلاص از نيران است
تاريخ كتابش چو پرسند از تو * در حال بگو كه معنى قرآن است
سرمست ميرزا عبد الكريم خان فرزند محمود روحى
عارف صوفى مسلك ، در اصفهان اقامت گزيد و در دستگاه ظل السلطان اشتغال داشت ، ملقب به « روحى » و در شعر « سرمست » تخلص مىنمود ، « حديقة الانصاف » را در سالهاى 1279 - 1307 پرداخت .
سرى محمد حسين فارسى
از شاعران نيمهء اول سدهء چهاردهم ، به طب و كيميا و علوم غريبه اشتغال داشت ، كتاب « لئالى البحرين » از اوست .
چنين گويد :
مرا مرغ روان دارد به پرواز * نيم چون ديگران در جنگل آز
چنان شايسته دارم دستگاهى * به بزم دل ز الطاف الهى
كه پيش همتم عالم غبارى است * بساط سلطنت بيهودهكارى است
ز نعمتهاى دنيا بىنيازم * بالطاف خدائى سرفرازم
مرا از عالم غيب اين نصيب است * هرآنچه پيشم آيد زان شكيب است
اميد تو است فضل حق سرانجام * برو خوش باش ( سرى ) با دل آرام
اين رباعى از اوست :
اى آنكه تو در بزم لطافت شاهى * در مجمع خوبان جهان چون ماهى
سنگين دلت بتا مرا كشت آخر * از حال دل حزين من آگاهى