سعدى آقا مهدى سعدى
بمناسبت درگذشت سيد مجتبى سجادى در سال 1352 ش در سن بيست و هشتسالگى به علت خرابى سقف خانه بر وى هنگامى كه قصد زيارت عتبات را داشت ، اين ابيات را در سوگ وى سروده است :
در اين خراب رباطى كه نيست پايه و پى * زنده نمانده كسى گرچه او كاوه و كى
غرور و كبر و منيت عزيز من تا چند * هواپرستى و مستى و بىهشى تا كى
چه حاصل از دف و مزمار و تار و چنگ رباب * نتيجه چيست ز ساقى و ناز و مطرب و مى
چه مجتبى خلف مرتضى سجادى * يگانه عالم و عابد كه بود ز آل تقى
به چنگ گرگ گرسنه اجل دچار شوى * اگر شهنشه رومى و گر حكومت رى
يكى نهال ز بستان فاطمى افتاد * كه سروهاى جهان را بهار كش دى
به حكم محكم دادار امر « كُنْ فَيَكُونُ » * * به زير سقف شدى اسب آرزويش پى
شب ششم كه برآمد ز ماه ذىقعده * پس هشت پس از بيست عمر او شد طى
نمود عزم ره كربلا ولى از شوق * بسوى خلد برين كرد توسن خود هى