سمرقندى ملا عبد اللّه فرزند عبد الجبار سمرقندى
داراى خطى زيبا و انشائى نيكو به فارسى و عربى بود ، شرح ديوان امير المؤمنين عليه السلام را به سال 961 در كلكته نوشت و اين دو بيت را در تاريخ آن سرود :
در دهر بدين نوع كسى نامه نديد * ديدن چه محال بلكه هرگز نشنيد
گويم به تو از روى خرد تاريخش * در نهصد و شصت و يك باتمام رسيد
سمنانى
شيخ حسين فرزند محمد سمنانى
از فاضلان سدهء سيزدهم ، اديب سخنور نيكونگارش ، بيشتر مؤلفات و اشعارش در احوال و فضائل حضرات معصومين عليهم السلام مىباشد ، چون « ذخيرة العقبى » و « البشير النذير » و « گلچين » و « مفتاح النجاة » و « قرة العيون » كه به سال 1248 در سمنان نگارش داده است .
در سوگ مولا امير مؤمنان عليه السلام گويد :
شد عجب شورى پديد اندر جهان * تازه شد داغ رسول انس و جان
وحشتى شد در جهان آن دم پديد * هيچ چشمى آنچنان روزى نديد
روز روشن چون شب ديجور شد * آفتاب از ديدهها مستور شد
ششجهت پر شد ز اندوه و ملال * رفت تا در بارگاه ذوالجلال
قدسيان از غم پريشان و ملول * جمله از ذكر الهى در ذهول
از غمش بشكست پشت شرع و دين * شد گسسته رشتهء حبل المتين
انس و جن در ماتمش زار و حزين * حور و غلمان در جنان اندوهگين