تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
مراد اظهار عشق است از مناجات * بعلم او چه حاجت عرض حاجات كجا در قيد اين گفت و شنيد است * كسى كو اقرب از حبل الوريد است كجا پنهان از او سرى و رازى است * كه در هر پرده‌اش راز و نيازى است نه او در پرده‌اى داخل نه خارج * كه هرجائى است رب ذى المعارج اگر بىنام او باشد نگينى * رود بيرون ز ملكش سرزمينى و گر بىنور او شمعى فروزد * به غير حق پر پروانه سوزد كسى دارد نصيب از نور ايمان * كه بيند ذره‌ها را عرش رحمن ثناى او نه كار سرّ و قلب است * كه وصفش برتر از ايجاب و سلب است در اين معنى دُر ناسفته آن سفت * كه فوق ما يقول القائلون گفت ز وصفش آنچه در ذكر و بيان است * به قدر شور و شوق بلبلان است نگردد فاش سر نوبهاران * اگر صدسال نالند اين هزاران بهر مدحى كه گردد عقل مفتون * تعالى شأنه عما يقولون

سرابى حاج سيد مصطفى خراسانى سرابى سجادى

اديب فاضل شاعر سخنور ، داراى جايگاهى محترم ، دوشنبه يازدهم مردادماه 1350 ش درگذشت و حسام الدّين دولت‌آبادى و استاد جلال الدّين همائى در تاريخ مرگش دو قطعه سروده‌اند . همائى در آغاز شعرش گويد :
چون خطيب فاضل شاعر سرابى شهير * آنكه بود از منطق او مايه ارشاد ما

سرايانى محب‌على فرزند ناصر الدّين سرايانى

از شاعران سدهء دهم ، خود قصاب و پدرش رنگرز بود ، تاريخ كتابت نسخه‌اى از تفسير
شاعران فارسى سرا ( فارسي ) — صفحة 115 | السيد أحمد الحسيني الاشكوري