شرح
( 13 ) - سرودهء فرّخى يزدى دربارهء تغيير سلطنت از قاجاريّه به پهلوى چنين است :راستى نبود بجز افسانه و غير از دروغ * آنچه اى تاريخ وجدانكش حكايت مىكنى
بىجهت از خادم مغلوب گويى ناسزا * بىسبب از خائن غالب حمايت مىكنى
پيش چشم مردمان چون شب بود رويت سياه * زان كه در هر روز اى جانى جنايت مىكنى
از رضا جز نارضايى حكمفرما گرچه نيست * بعد از اين از او هم اظهار رضايت مىكنى( 14 ) - سرودهء فرّخى يزدى حاوى مطالبى است در تمجيد از انقلاب اكتبر و شخصى لنين كه بيشتر جنبهء شعارى دارد .
( 15 ) - فرّخى يزدى در عمارت كلاه فرنگى واقع در دربند شميران اين شعر را سرود :اى كه پرسى تا به كى دربند در بنديم ما * تا كه آزادى بود دربند دربنديم ما
خوار و زار و بىكس و بىخانمان و دربهدر * با وجود اينهمه غم ، شاد و خرسنديم ما
جاى ما در گوشهء صحرا بود مانند كوه * گوشهگير و سربلند و سخت پيونديم ما
در گلستان جهان چون غنچههاى صبحدم * با درون پر ز خون در حال لبخنديم ما
مادر ايران نشد از مرد زاييدن عقيم * زان زن فرخنده را فرزانه فرزنديم ما
ارتقاء ما ميسّر مىشود با سوختن * بر فراز مجمر گيتى چو اسفنديم ما
گر نمىآمد چنين روزى كجا دانند خلق ؟ * در ميان همگنان بىمثل و ماننديم ما
كشتى ما را خدايا ناخدا از هم شكست * با وجود آنكه كشتى را خداونديم ما
در جهان كهنه ماند نام ما و فرخى * چون ز ايجاد غزل طرح نو افكنديم ما( 16 ) - حكم دادگاه به اين شرح صادر شد :
مرجع رسيدگى : دادگاه استان مركز ، شعبهء هشت .
هيئت حاكمه : آقاى مرتضوى ويشكايى و آقاى دره .