مستوفى بودم خوب است بفرمايند كه آن مستوفىها تماما در عرض سال چه مبلغ به ماليه خسارت مىرساندند و بعضى از رؤساى امروز و يا همين وزرائى كه در انتخابات امسال دخالت نمودند بهقدر يك قرن ، مداخل آنها به جيب نزدند ! نه به تمام رؤسا امروز مىشود ايراد گرفت و نه به هركسى كه مستوفى بوده است مىتوان بد گفت . هركس در جامعه مقامى دارد . من اگر خالصه هم خريده باشم ، دزدى نكردهام و از ماليّهء مملكت چيزى به جيب نزدهام . مگر در اين سالهاى اخير مردم املاك خالصه نخريدند ؟
مگر دولت براى اينكه املاك آباد شود ، خالصجات را به مردم انتقال نداد ؟ با اين حال از آقا خواهانم كه آن خالصهاى كه من از دولت خريدم و آن مبلغى كه من از اين راه بدست آوردم تعيين كنند ؟ ! . . .
من از آقا سؤال كردم كه چرا مردم را حبس نموديد ؟ جواب دادند كه مردم را حبس ننمودم و تحت نظر گذاردم و بالاخره گفتند كه رئيس الوزراء بودم و هرچه مىخواستم مىنمودم . اگر يك رئيسالوزرائى مىتواند در مجلس چنين اظهارى بكند ، من حاضرم كه حرف خود را پس بگيرم ؟ !
آقا بايد بفرمايند براى چه مردم را گرفتند و تقصير آنها چه بود و از اين كار چه نظر داشتند ؟
من از آقا سؤال نمودم كه اگر شما قرارداد را الغاء كرديد ، قشون جنوب را براى چه به رسميت شناختيد و آرميتاژ اسميت را به چه دليل مجدّدا به وزارت ماليه آورديد . در مورد اول به قدرى مذاكراتشان مبهم بود كه نه من بلكه احدى از فرمايشات آقا چيزى درك نكرد و در مورد دويم با اصرار فرمودند در اين باب نمىتوانم توضيحاتى بدهم . اگر يك رئيس الوزراء در يك چنين قضيهء حياتى مملكت نتواند توضيح دهد ملت بايد او را سنگسار نمايد .
روزنامه ايران شمارهء 2557 هشتم مهر ماه 1322 در تحت عنوان پيشواز ورود آقاى سيّد ضياء الدّين به تهران ، مىنويسد :
« آقاى سيّد ضياء الدّين طباطبائى از احساسات حسن ظنّ عمومى نسبت به ايشان شرح مبسوطى ايراد نمودند و از احساسات دوستان و معتقدين خود اظهار مسرت و تشكر نموده و در پاسخ آقاى سيّد مصطفى طباطبائى ، اين نكته را نيز اضافه كردند كه تا عمل نبينيد ، به كسى اعتماد نكنيد . و باز در همينجا فرمودند ما اگر توانستيم معنويات خود را اصلاح كنيم به شما اطمينان مىدهيم كه در انجام امور پيروز و موفق خواهيم شد . »
راجع به اعمال آقا شرح مبسوطى روز گذشته عرض شد كه آقا در عمل ، امتحانات بسيار بدى دادند ولى راجع به اصلاح معنويات كه از ايشان توضيح خواستم جوابى ندادند . آيا ممكن است زمامدارى صاحب مرام باشد و نسبت به مرام خود توضيحاتى ندهد و مردم را از عقيده و فكر خود مستحضر ننمايد ؟ !
من هرچه خواستم بفهمم كه مراد آقا از اصلاح معنويات چيست چيزى نفهميدم ؟ ! جامعه بايد به خدمات وطنپرستانه و اشخاص بزرگ مملكت قدر بگذارد و آنها را تقدير كند و اشخاص وطنپرست را تشويق نمايد تا آنها بتوانند به مملكت خدمت كنند .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٥٣