تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
كردند ؛ رأى دادند . پس از اينكه ديدند من وكيل مىشوم همين آراى حومه‌اى كه امروز جناب‌عالى را به اينجا آورده آوردند در آراء انتخابيه و نگذاشت من اكثريتى حاصل كنم . پس جناب‌عالى آقاى دكتر فعلا موضوع را به ميان آورديد ، موضوع سلطنت را به ميان آورديد . شما بعد از 23 سال از مرحوم احمد شاه مدافعه مىكنيد در صورتى كه شما همان كسى بوديد كه در همين تريبون آنچه فحش و ناسزا و بىاحترامى بود به احمد شاه كرديد ؛ در نطقتان كرديد . دكتر مصدق : كى ؟ ! سيد ضياء الدّين : ديشب در نطقتان ديدم و بعد اينجا آنچه توانستيد مدح و تملق و چاپلوسى از والاحضرت كرديد . دكتر مصدق : كى ؟ ! سيد ضياء الدّين : در صورتى كه علاء و تقىزاده مخالفت خودشان را اظهار كردند بدون اينكه تملقى بگويند . پس از مجلس شما رفتيد چكمه بوسيديد و نتيجهء همين چكمه‌بوسى شما اين بود كه داماد شما برادرزادهء شما كه مجرم‌ترين رئيس‌الوزراءهاى اين مملكت بود . دكتر مصدق : به من چه ؟ ! سيد ضياء الدّين : شما مىخواستيد دختر خودتان را بفرستيد به وسيلهء دخترتان به او نصيحت كنيد . بلى شما ، همان داماد شما كه جوانهاى اين مملكت را به محبس كشيد ، قوهء قضائيه اين مملكت را محو كرد . دكتر مصدق : هوچيگرى نكنيد . سيد ضياء الدّين : قوهء قضائيه را در اجرائيه مداخله داد اين‌ها يك حقايقى است كه بايد گفته شود . اين‌ها را كسى فراموش نمىكند . باقى مىماند . بگذاريد باقى بماند . شالودهء سعادت ايران ته‌ريزى شده بود ولى من سردار سپه را رئيس الوزراء نكردم . من رياست وزراء را به ايشان ندادم . من ايشان را به پادشاهى برنگزيدم . تمام ملت ، تمام مملكت خدمات او را تا پنج سال بعد از حركت من تقدير مىكرد و امروز هم مقتضيات مملكت را مناسب نمىدانم كه يك قضيه كه تا چند سال پيش در غيبت من پيش آمده امروز شما براى دشمنى من و عوام‌فريبى خودتان تجديد مىكنيد . امروز ما در مملكت مواجه با يك بدبختىهائى هستيم . با يك بيچارگىهائى هستيم . با يك مصائبى هستيم و فقط سزاوار است از قضايائى بحث كنيم كه مجرميّت مرا ثابت كند نه اينكه كى شاه بود و چطور بود و چطور رفت . اينكه مصائب بيست‌ساله را ذكر مىكنيد و مرا مسبب بدبختىهاى ايران مىدانيد ، مثل اينست كه مسئول شهادت حسين ابن على در صحراى كربلا ، حضرت پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله باشد . زيرا اگر پيغمبر ، اسلام را نياورده بود ، بنى اميّه هم پيدا نمىشد . معاويه هم پيدا نمىشد . . . حسين ابن على هم كشته نمىشد . به همان اندازه كه جدّ اكرمم پيغمبر مسئول فجائع كربلا است ، من هم مسئول فجائع بيست‌ساله هستم . مطلبى را فرموديد ولى جرأت نكرديد وقايع را روشن بگوئيد و اشاره كرديد . ولى من جرأت دارم و با جرأت