مىكنيم ؟ با آن مأمورى كه آزادى و استقلال ما را محترم بدارد . ( صحيح است )
قرارداد وثوق الدوله در يك موقع بدى گذشت . در چه وقت بود ؟ وقتى بود كه جامعهء ملل درست شده بود ، نظر جامعهء ملل آيا اين بود كه بيايند دول را تحتالحمايه قرار بدهند و با آنها قرارداد ببندند ؟ ! نه ، نظر جامعه ملل اين بود كه دول آزاد باشند ، مستقل باشند ، دول اختيارات خود را از دست ندهند و خودشان در هر كارى كه مىخواهند دخالت بكنند .
اين نظر جامعهء ملل بود . چه جهت داشت كه قرارداد ملغى شد ؟ يكى اينكه قرارداد را سرپرسى كاكس با نظر دولت انگليس نبسته بود ، و البتّه خود دولت انگليس هم بعد متوجه شد كه اين كار خوبى نيست و بعد عدم رضايت ملت ايران را ، ملت ايران راضى نبود . پس از آن بيانيّهاى كه دولت امريكا داد كه ما بايد هميشه مرهون آن بيانيّه باشيم و اين بيانيّه را من بايد يكمرتبهء ديگر براى اظهار سپاسگزارى در اين مجلس بخوانم : « تهران ، سفارت امريكا . دولت ممالك متحد امريكا به شما دستور مىدهد كه نزد زمامداران ايران و اشخاص علاقهمند اين موضوع را كه دولت اتازونى از مساعدت نسبت به ايران امتناع ورزيده است تكذيب نمائيد . آمريكا همواره علاقهء خود را براى سعادت ايران بىطرف بسيار اظهار و ابراز داشته ، نمايندگانى كه از طرف دولت امريكا در كميسيون صلح پاريس عضويت داشتهاند ، مكرر كوشش و مجاهدت كردهاند كه سخنان نمايندگان ايران را در كنفرانس صلح مورد استماع قرار دهند . نمايندگان امريكا متعجب بودند كه چرا مجاهدات آنها بيش از اين به تقويت و مساعدت تلقى نمىشود . لكن اكنون معاهدهء جديد ( منظور معاهدهء 1919 ) معلوم داشت كه به چه علت امريكايىها قادر نبودند سخنان نمايندگان ايران را به اصغا برسانند و نيز معلوم مىگردد كه دولت ايران در تهران با مساعى نمايندگان خود در پاريس مساعدت و تقويت كافى ننمود . دولت امريكا معاهده جديد ايران و انگلستان را با تعجب تلقى مىنمايد . »
اين هم بيانيهاى بود كه در آنوقت دولت امريكا داده است ، پس وضع قرارداد اين بود ، آنوقت آقا در بيانيهء خود اينطور مرقوم فرمودهاند كه قرارداد را ، من ملغى كردم . بنده از آقا سؤال مىكنم اگر آقا قبل از الغاء با نمايندگان انگليس داخل در مذاكره شده بودند و الغاء كردند ، پس البتّه در يك كلياتى مذاكره كردهاند كه كودتا جزء آن بوده است . اگر خير ، با نمايندگان انگليس داخل مذاكره نشده بودند به چه ترتيب قرارداد را ملغى كردند ؟ قرارداد يك عقد دوطرفى است يعنى يك عمل دوطرفى است ، عقد است ، عقد محتاج به ايجاب و قبول است . اگر يكى از طرفين موافقت نكنند ، فسخ قرارداد ممكن نيست . از آقا تعجب مىكنم كه مىگويند مذاكراتى نفرمودند ، چطور قرارداد را ملغى فرمودند ؟ و چطور تصور فرمودند كه دولت انگليس ضعف پيدا كرده باشد ؟ و با الغاى قرارداد مخالفت نكند ؟ حالا موضوع قرارداد چيست ، مادهء اولش مىنويسد : « دولت انگلستان با قطعيت هرچه تمامتر تعهداتى را كه مكرر در سابق براى احترام مطلق استقلال و تماميت ايران نموده است تكرار مىكند . » مادهء دوم : « دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصصى را كه براى لزوم استخدام آنها در ادارات مختلفه بين دولتين توافق حاصل گردد به
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٢٥