تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
مؤتمن الملك ، وزير تجارت . حكيم الملك ، وزير معارف . نصر الملك ، وزير پست و تلگراف ( گويا ) . نگارنده [ مستشار الدوله ] وزير داخله . در همان روزهاى اول تشكيل كابينه ، ميرزا محسن برادر صدر العلماء را درحالىكه سوار قاطر به طرف منزلش مىرفت روز روشن در بازار حلبىسازها كشتند . اين بىباكى و جلادت عاملين قتل توليد وحشت فوق‌العاده در ميان مردم [ كرد ] و باعث زحمت زيادى براى هيئت دولت شد . آقايان علماء از يك طرف براى جان خود خوفناك و از طرف ديگر بدون حق و حساب متوقع بودند كه هيئت دولت تازه روى كار آمده معجّلا قاتلين و محركين را دستگير كند . البتّه قسمت عمدهء زحمت بر نگارنده متوجه بود كه وزير داخلهء وقت بودم و آلت كارم رئيس نظميهء سوئدى بود كه در دست چند نفر از كهنه‌كاران آن اداره مات و بىقيد امتحان بىلياقتى مىداد و البتّه در آن موقع تغيير او بسيار مشكل و موجب سوءظن‌هاى داخله و خارجه مىگشت و مخصوصا چون اقدامات كميتهء مجازات هنوز از خط مشى اولى خيلى منحرف نشده بود ، تغيير رئيس نظميّه از طرف كسانى كه از اعمال كميته ناراضى نبودند خوب تلقى نمىشد . در خاطر ناراضىها همچنين موهم اين مىشد كه دولت رئيس نظميهء بىغرض را كه با مخارج و زحمات زياد از سوئد استخدام شده است از كار خارج كرد كه كميته آزادانه به اعمال ترور و قتل بپردازند . مشكل بزرگتر اين بود كه در آن موقع هيچ‌كس جرئت نمىكرد زير چنين بار پرخطر رفته مردانه كمر خدمت بر ميان ببندد و اگر كسى زير بار مىرفت حتما مخفيانه تسليم حكومت ترور گشته با ظاهرسازىهاى ايرانى هنر خود را در اغفال هيئت دولت مىدانست . خلاصه كميتهء مجازات در سايهء بىكفايتى رئيس نظميّه ، ترس و خيانت عمّال مؤثر آن به كار خود مشغول بود و پس از قتل دو نفر ديگر ، منتخب الدوله برادر دكتر امير اعلم را كه از مأمورين عالىرتبهء باكفايت و درستكار وزارت دارايى بود به قتل رسانيدند . اين فقره هيچ شبهه‌اى باقى نگذاشت كه كميتهء مجازات اگر در اوايل امر با حسن نيّت و بىغرضى پا به عرصهء تصفيهء جامعه از خائنين گذاشته بود براى اغفال عامه بوده و در باطن اغراض فاسده داشته يك‌دفعه از جادهء مستقيمى كه در پيش گرفته بودند به‌سوى راه‌هاى باطل خودكامى گرويده‌اند . در مقابل چنين وضعيت تأسف‌آور البتّه من كه وزير داخله بودم بيشتر از همه‌كس در زير بار مسئوليت ، روزهاى شرم‌آورى به شبهاى نگرانى مىرسانيدم كه آيا على الصبح خبر قتل كدام بيچاره ضميمهء تأسفات اتلاف چند نفر بىگناه ديگر خواهد شد و ضمنا به هر وسيله دست مىزدم كه راه حلى پيدا كنم . يك روز پنجشنبه قدرى ديرتر از سايرين وارد جلسهء وزراء شده ديدم همگى حاضر ولى ساكت و مبهوت هركدام به پاكتى كه جلو هريك روى ميز گذاشته شده است متفكرانه نگاه مىكنند . پس از لحظه‌اى پرسيدم : « اين پاكت‌هاى يكنواخت چيست ؟ » گفتند : « مگر به شما نرسيده است ؟ » گفتم : « خير نرسيده . » بعد يكى را برداشته خواندم . ديدم از كميتهء مجازات متحد المآلى است خطاب به وزراء كه مطابق صورت ملفوفه اگر تا سه روز ديگر از وزارتخانه‌ها خارج نشوند كشته خواهند شد .