تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
وقتى كه گزارش اولى نظميّه را كه به فرانسه نوشته شده بود خوانده و ملتفت شدند كه تشكيل كميتهء مجازات با پول و به دستور شعاع السلطنه عموى شاه و مقصود نهايى خلع خودش بوده است . * * * اسرار چند راجع به كميتهء مجازات رئيس كميته ابو الفتح‌زاده سرهنگ بازنشستهء قزاق‌خانه برادر يكى از عيالات شعاع السلطنه بود . سايرين كمال الوزاره پسر مشاور الملك ، بهادر السلطنهء كرد ، عميد الكتّاب [ عماد الكتّاب ] ، برادر قاضى ارداقى ، مشكاة . نفر ديگر كه بايد به خاطر آورده قيد كنم رشيد السلطنه گويا . مشار اليه ( ابو الفتح‌زاده ) مكرر در جلسات كميته كه شب‌ها در دربند تشكيل مىشده مىگفته است كه سلطان احمد شاه ، شاه بىحال و بىعلم است . بايد او را برداشت و يكى ديگر از شاهزادگان را كه بصيرتر و واقف‌تر بر سياست جهان است به جايش گذاشت . تمهيد انجام مقصود را بر اين گذاشته بودند كه حتى الامكان قواى حاضر پايتخت را تحت اختيار آورده يك شب غفلتا ريخته نظميّه را خلع سلاح نموده به مقر سلطنت حمله برده به خلع شاه و نصب شعاع السلطنه اقدام نمايند . با اين منظور يك روز ابو الفتح‌زاده با بهادر السلطنه در وزارت جنگ نزد مشير الدوله پيرنيا رفته بهادر السلطنه مىگويد مدتى است بيكار و پريشان است و استدعاى شغلى براى او مىكند . مشير الدوله مىپرسد : « چه كارى در نظر گرفته‌ايد ؟ » مىگويد : « رياست بريقاد مركزى . » مشير الدوله با كمال تعجب مىگويد : « رياست بريقاد مركزى را كه چندين امير تومان و ميرپنجه فرماندهء افواج آن هستند ، چطور مىشود تحت رياست يك سرهنگ بازنشسته گذاشت . كارى مناسب درجهء نظامى خود در نظر بگيريد تا من بتوانم انجام دهم . » ابو الفتح‌زاده از اين جواب منفى در جلسات كميته مىگويد مشير الدوله را بايد كشت . بهادر السلطنه برآشفته مىگويد مگر هركس تكليف شاق ما را نپذيرفت واجب القتل مىشود . اين فقره موجب كدورت بين اين دو نفر و دوئيت ميان اعضا شده و همين نفاق باعث كشف هويت اعضا و منجر به گرفتارى آنها شد . اتفاقا قبل از مراجعهء آنها به مشير الدوله روزى بهادر السلطنه با حاجى خان برادر ابو الفتح‌زاده از وزارت داخله از من براى حاجى خان رياست قراسواران ( ژاندارم ) راه تهران و قزوين را تقاضا كردند . چون شخصا كفايت حاجى خان را مىدانستم و اين كار هم به‌هيچ‌وجه براى او نامناسب نبود و آن راه هم هنوز تحت استيلاى ژاندارمرى رفته بود تقاضا را قبول كرده ، گفتم حكمش را حاضر سازند . بعد معلوم شد به اين وسيله هم مىخواسته‌اند قوايى به دست آورند . روزى كه من در هيئت وزراء اصرار داشتم كه تكليف خود را نسبت به كميتهء مجازات بايد روشن بنمائيم و مستوفى الممالك را بيرون جلسه طلبيدند ، با اشارهء بهادر السلطنه به او رسانده بودند كه جان مشير الدوله در مخاطره است . اين بود كه مستوفى الممالك با رنگ پريده وارد جلسه شده ، مؤيّد اظهارات من