تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
مىشناسم ، شما مراقب جزئيات باشيد تا چيزى مستور نماند . نمرهء 7103 . رئيس الوزراء و فرمانده كل قوا بعد از آنكه رئيس كابينهء من كه خود جزو منتخبين و نمايندگان آذربايجان است براى همراهى با من مجلس را ترك گفته است ، از تلگرافات و اخبار مجلس اطلاع حاصل كرده و درجهء حق‌كشى و غرض‌ورزى نمايندگان و همكاران را ملاحظه نموده و مجلس را مركز يك سياست خطرناكى براى سعادت ايران يافت ، تلگرافى به مجلس مخابره نموده و از وكالت استعفا داد . . . اين اشخاص مذبذب و دورو كه با اقليت مجلس و چند نفر ناراضى يا ترسو دست به دست هم داده بودند معلوم مىشود شورى در مركز قانون‌گذارى ايران بر پا كرده‌اند ؛ اذهان بعضى وكلاى ساده‌لوح را هم مشوب نموده و به‌قدرى فتنه و وسوسه كرده‌اند كه عدهء بسيارى از نمايندگان به ترديد افتاده‌اند . . . پس در جلسات خصوصى نطق‌هاى آتشين كرده و نسبت‌ها به من داده و قصد سلب اختيار از من داشتند ، در مقابل تمام اين‌ها دولت و وكلاى آگاه پاك‌طينت دفاع كرده بودند اما تحريك دستهء مخالف كار را به جايى كشانيد كه نزديك بود بزرگترين لطمات از طرف مجلس شوراى ملى به استقلال و قدرت مملكت وارد شود . . . »
شرح
( 11 ) - در كتاب يادداشتهاى قزوينى ، ايرج افشار ، در قسمت وفيات معاصرين ص 169 درباره تاريخ وفات او چنين نوشته : « در حدود 1314 يا 1315 هجرى شمسى ( 1354 يا 1355 هجرى قمرى ) در مشهد مقدس در حدود شصت و اند وفات نمود » . ( 12 ) - متن نطق مستشار الدوله در جلسهء افتتاحيه اولى دورهء مجلس شوراى ملى به نمايندگى از طرف وكلاى آذربايجان : « حمد و ثنا خداوندى را سزاست كه انسان را به عقل و فراست در ميان مخلوقات ممتاز فرموده كه هروقت اين گوهر پاك به جوهر علم و تجربه مصفّا گشت اسرار طبيعت و اثمار خلقت را محكوم قدرت خويش مىنمايد . تابش و دانش در هيئت اجتماعيهء ملت و دولتى اثر مطلوب نمىبخشد مگر به آزادى افكار و اقوال كه آن هم از شرايط اوليهء سلطنت مشروطه است . لهذا در اول دخول به اين محفل مقدس ، مؤسسين اين اساس عالى را ياد نموده پس از تكريم و تعظيم ارواح آنانى كه منشور حريت ايران را با خون خود موشح فرموده‌اند تبريك و تهنيت گوئيم . از همّت آنان كه در طىّ طرق مقصود هنوز پايدار و در خدمت وطن نامدارند ، در فوق همه تقديس و تجليل ابناى وطن بايد دائما معطوف گردد به روح پرفتوح خاقان خلد آشيان شاهنشاه عادل مظفر الدّين شاه نوّر الله مرقده كه نام ناميش در تاريخ جهان به عدل و بزرگى سمر خواهد شد . چه منعم را ستودن شكر نعمت را سرودن است و حق نعمت را نگفتن آفاق اميد و انتظار را در پس پردهء جهل و غفلت نهفتن است .