تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
بصير و توانا قيام كرده و پس از فضل الهى در نهضت خود كامياب شده و اينك بايد به ثمرهء آن برسد ، چند نفر جاه‌طلب طماع چون اغراض آنها تأمين نشده به بهانه‌هاى بىاساس مىخواهند به عنوان اينكه نهضت را آنها به وجود آورده‌اند بر مردم قيام كنند . نهضت را كسى به وجود نياورده ، نهضت خودبه‌خود به وجود آمده است و سير خود را خواهد كرد . به معاندين بايد گفت چه مىگوييد در حق سربازى كه در بحبوحهء جنگ با دشمن براى اينكه كسى از او جلوتر ايستاده و يا عقب‌تر رفته يا مورد محبت خاصى قرار نگرفته يا فلان خواهش او برآورده نشده به نزاع با همكاران خود برخيزد و به صف متحد سپاه ، شكست وارد آورد . آيا اين سرباز خائن به خودى و خادم به بيگانه نيست ؟ امروز تكليف عموم ملت ايران از وضيع و شريف ، كوچك و بزرگ اين است كه با جان و دل به دولت ملّى و نهضت ملّى كمك كنند و از بذل جان و مال در راه توفيق نهضت خوددارى ننمايند و حتى بر خلاف آنچه بعضى در باب اعليحضرت پادشاه گفته يا نوشته‌اند كه شاه بايد بىطرفى خود را حفظ كند اعتقاد من اين است كه ابدا جايز نيست شاه مملكت در اين قيام عظيم ملّى ساكت بنشيند ، بلكه بايد با تمام قواى مادى و معنوى خود به كمك نهضت ملّى بشتابد و از هيچ نوع مساعدت صورى و معنوى كوتاهى نكند . « على اكبر دهخدا »
شرح
( 41 ) - نام پدر عبد الحسين ديبا در شرح حال رجال ايران نوشته مهدى بامداد ، فضل الله خان وكيل الملك وزير خلوت آمده است . ( 42 ) - تاريخ تولد عبد الحسين ديبا را مهدى بامداد در كتاب خود به نام شرح حال رجال ايران ، 1306 قمرى ذكر كرده . ( 43 ) - دربارهء نحوهء شروع همكارى سيد ابو القاسم ذرّه با نهضت جنگل ، عبد الكريم طباطبايى صاحب امتياز و مدير مسئول سالنامهء دنيا در بيست و چهارمين شمارهء سالنامه ضمن خاطرات سفر خود به همراه يك هيئت دولتى به شوروى چنين مىنويسد : « . . . در آن‌وقت ميرزا كوچك خان جنگلى در گيلان با آزادى خواهان واقعى همكارى مىكرد و عده‌اى از رجال تهران كه تكيه‌گاهى جز ايمان و عقيده نداشتند با افكار ميرزا كوچك خان جنگلى موافق بودند و موافقت خود را با ارسال نامه‌هاى محرمانه و اعزام پيكهاى مخفى به گيلان به اطلاع ميرزا كوچك خان مىرساندند و او را در راهى كه پيش گرفته بود ، تشويق و تأييد مىكردند . از جمله كسانى كه قيام ميرزا را به نفع ايران تشخيص مىداد شادروان سيد حسن مدرس بود كه به‌وسيله همين سه جوان تهرانى سيد ابو القاسم سجادى [ ذرّه ] ، حسابى و كيا با ميرزا كوچك خان ارتباط برقرار كرده بود . براى برقرارى روابط نزديك با ميرزا كوچك خان ، سيد ابو القاسم سجادى از طرف مدرس مأموريت