است ، آن عادت مسامحه و مماطله ، رفتار كنيم و آن هم يك ترتيبى است و يك رويّهاى است . اما اين ترتيب ممكن است كه گاهى آمد داشته باشد و گاهى هم نيامد دارد و يك روز ممكن است رشته از دست اشخاصى كه مىخواهند اين مملكت يك انتظاماتى باشد ، در برود و آن روزى كه به انتظامات اين مملكت لطمه خورد ، بنده و جنابعالى ، موافق و مخالف ، دوست و دشمن ، پررنگ و كمرنگ ، كسانى كه طرفدار اين طرف هستند يا آن طرف و كسانى كه به كلى بىطرف هستند و در تمام قضايا از دور تماشا مىكنند و با يك حالت عالىجنابانهاى به هر چيزى نگاه مىكنند ، تمام اينها ممكن است در زحمت بيفتند . پس بنده خيال مىكنم آقايان يكقدرى بيشتر از آنچه در اين اواخر عمل كردهاند و كار كردهاند ، حالا راستى بهطور حقيقت و جدى بيايند فكر كنند و ببينند بايد مجلس در اين مسأله وارد شود يا بهتر اين است كه به عادت معمولى خودمان ، به عبارت ساده ، قضيه را پشت گوش بيندازيم . اگر بايد پشت گوش انداخت كه اين رويه خيلى خوب رويهاى است ، گاهى عده كافى نيست ، گاهى جلسهء خصوصى مىكنيم و بالاخره به همان ترتيب خصوصى خودمان بگذرد كه خيلى خوب . ولى اگر برعكس دلمان مىخواهد كه اين وضعيات را به يك شكلى خاتمه بدهيم ، بايد آمد راهى براى آن فكر كرد و اين شقوق مختلف كه ذكر مىكنند ، نظرهاى مختلفى را كه اشخاص اظهار مىكنند ، آورده و نگاه كرد و گفت كداميك از اين رويهها خوبست . كدام يك از اين طريقهها مصلحت است و با كدام طريقه مىشود بحران را خاتمه داد . چون بنده از امروز قبل از ظهر و همچنين ديروز بلكه از چند روز قبل تا به حال ، چندين مرتبه بهطور تذكر خدمت آقايان عرض كردهام ، حالا نمىخواهم مجددا همانها را عرض و تكرار كنم . البتّه همانطور كه عرض كردهام يك شقّ خيلى پررنگ و سير دارد كه همين مجلس بنشيند قضيه را ختم بكند . و يا آن شكل نسبتا كمرنگ كه بالاخره مجلس رأى بدهد و دولت را دعوت كند به اينكه مجلس آتيه و وكلاى آتيه با حق تجديدنظر در فلان اصل و فلان اصل و فلان اصل قانون اساسى انتخاب بشوند . بعد آنها بيايند و قضيه را حل كنند و بالاخره بايستى يكى از اين شقوق و يا شق ديگرى را عقلا نشسته پيدا كنند . و چنان كه خاطر غالب آقايان مستحضر است و بنده هم مىبينم ، خيال نمىكنم روىهمرفته خيلى مجال و فرصت باشد از براى اينكه ما با خونسردى كار بكنيم . بنابراين ، از براى اينكه زودتر به نتيجه برسيم ، خوبست در همين مجلس ، مىخواهيم الآن ، نمىخواهيم بعد از يك تنفس ، در هر حال شقوق ذكر شود و هريك از اشخاص يكى از اين شقوق را كه به نظرشان بهتر مىآيد درش پيشنهادى بكنند و بعد سعى مىكنيم ببينيم كدام يك از اين شقوق بيشتر به مصلحت مملكت نزديك و با وضعيات مملكت موافق است . بنده يكى از آن اشخاص هستم كه البتّه هميشه ميل دارم و سعى هم كردهام ، آنچه كه تا به حال توانستهام ، كارى كه مىكنم در حدود قوانين موضوعه باشد و البتّه حتما تا وقتى كه ممكن است دردى را از راه قانون دوا كرد ، عقل اجازه نمىدهد كه انسان بيايد و يك طريق غير قانونى در نظر بگيرد .
ولى اين را هم به آقايان مىخواهم عرض بكنم كه قوانين براى مواقع عاديست . گاهى هم مىشود كه
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 421
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٢١