كنند يا تصرف كردهاند . »
بنده گمان مىكنم كه وكلا ديگر حق ندارند بنشينند و با خونسردى و با متانت مشرق زمينى خودمان قضيه را نگاه كنند . چند روز هم هست قضايا يكقدرى شدت كرده و حرارت پيدا نموده و وكلا در اين خصوص بيشتر صحبت مىكنند . يك عده هم رفتهاند در مدرسهء نظام متحصن شدهاند و مىگويند ما متحدين آذربايجان هستيم و مىخواهيم كمك كنيم به رفقاى آذربايجانى . جماعت ديگرى تلگرافاتى در دست دارند و مىگويند اين تلگراف از ملاير و نهاوند و محمره و ساير نقاط ايران آمده است و در آن تلگرافات مىنويسد كه ما اختيار مىدهيم به برادران آذربايجانى خودمان كه اين خانواده را خلع كنند و آنها را منعزل بدانند و منقرض حساب كنند . دنبالش يك روز خبردار مىشويم كه تلگرافاتى به وكلاى آذربايجان مىرسد كه شما حاضر نشويد در يك مجلسى كه نمىخواهد به حرفها و تلگرافات ما گوش بدهد و حرفهاى ما را شوخى فرض مىكند . باز عرض مىكنم ، شوخى است يا جدى است ، كار نداريم ، ولى اين تلگرافاتى است كه رسيده است . بنده در اين عرايضى كه مىكنم تنها اين تلگرافات را مأخذ قرار نمىدهم ، بلكه تمام جريانات اين دوساله را كه بنده به آنها اشاره كردم حاكى از يك وضعيات غير عادى مىدانم . از يك وضعياتى كه بالاخره از براى يك مملكتى درصدى نود و نه ، احتمال ضرر و خطر دارد . وقتى كه يك كشمكشهايى به اين عظمت راجع به يك مؤسساتى مثل مؤسسهء سلطنت واقع مىشود و دو سال هم دوام مىكند و هر روز يك صداى تازه بلند مىشود ، اين صداها و اين كشمكشها ممكن است يك روز به جايى برسد كه مملكت را دچار صدمات و زحمات بزرگى بكند . بنده تصور مىكنم چه كسانى كه موافق با سلطنت و ادامهء سلطنت قاجاريه هستند و چه كسانى كه مىگويند كه بس است و حيف است ما زندگانى خودمان را كه داشت رو به راحت و آسايش مىرفت و حالا رو به اغتشاش مىرود و اين زندگانى را به زحمت بيندازيم . هركدام از اين دو دسته باشند ، اين قسمت را لااقل تصديق دارند كه نشستن و تماشا كردن و گاهگاهى زير لب صحبت كردن و خنديدن خوب نيست .
ما مىدانيم شايد به واسطهء همين بحران و كشمكش كه بهطور متناوب گاهى روى قضايا آمده و گاهى در زير قضايا مانده ، به واسطهء همين حالت غير عادى و غير مترقب و فوقالعاده است كه مردم همه زياد و كم در زحمت هستند . تمام اشخاصى كه به وسائل و دلايل مختلف اظهارات و اقداماتى مىكنند و گرفتاريهايى برايشان پيدا مىشود ، در نتيجهء اين بحران است . اگر ما واقعا بخواهيم تمام اين مسائل را كه هر روز مىشنويم بگذاريم براى روز بعد ، خيال مىكنم مردم را دائما در زحمت نگاه داشتهايم . بنده عرض مىكنم امروز اين اشخاص كه جمع شدهاند و مىروند در نقاط مختلفه در زير چادر مىنشينند ، در تلگرافخانه جمع مىشوند و حرف مىزنند ، راست مىگويند يا دروغ ، انصاف بدهيد در هريك از اين دو صورت باشد ، باز شما نمىتوانيد آسوده بنشينيد . در هر حال ، اين مردم يك قضيهاى را اظهار مىكنند و به اين قضيه بايد خاتمه داده شود . حالا البتّه ممكن است كه در اين زمينهها ما بازهم به همان ترتيبى كه عادت خودمان
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤٢٠