تغيير دادند ؟ مشير الدوله ، مؤتمن الملك ، مستوفى الممالك و عدهء ديگر از اين قبيل عناصر خيرخواه نشستند و نوشتند ؛ چون برحسب پاره [ اى ] مقتضيات لازم ديده شد كه قانون اساسى نقض شود . چهار ماده از قانون اساسى را با رجوع به مركز آذربايجان تغيير داديم ! حالا واقعا آن روزى كه اين كار را كردند از امروز مهمتر بود ؟ يا مواد قانون اساسى خاصه و خرجى دارد ؟ آن روز حق سلطنت از يك خانواده گرفته نمىشد ، آن روز حق ملّت در خصوص انتخابات گرفته مىشد ، آن روز مصلحت مملكت را اينطور تشخيص دادند ، امروز كه صحبت از بين بردن سلطنت اشخاصى كه هيچكس به آنها علاقه ندارد ، مىشود يكمرتبه قانون اساسى را بلند مىكنيم ، جلوه مىدهيم ، به رخ هم مىكشيم . نه ، سابقا هم يك موادى تغيير كرد ، ولى هيچ نشد و به حمد اللّه يك قراردادى هم نتوانستند بگذرانند .
ما قانون اساسى را متزلزل نمىكنيم و مطمئن هم باشيد تا وقتى كه ايرانى به كلى از شرافت بىبهره نشده است ، هيچكس پيدا نخواهد شد به آن اصولى كه به آن اشاره كردند دست بزند .
م : « آينده ، سال اول ، شمارهء 4 . صاحب امتياز دكتر محمود افشار . »
شرح
( 34 ) - قصيدهء فرخى يزدى بر عليه عدليهء داور چنين است :تا به كى دارى به ايران و به ايرانى اميد * تا به كى گويى كه صبح دولت ايران دميد
تا به كى گويى كه آب رفته بازآيد به جوى * تا به كى بايد از اين الفاظ بىمعنى شنيد
تا به كى بايد كه ملت را نمود اغفال و رنگ * تا به چند اين ملت بىمغز را دادن نويد
مملكت يكباره استقلال خود از دست داد * شاهباز سرورى از بام ايرانى پريد
يك نظر بنما به عدليه ببين داور چه كرد * با تمام آن هياهو با همه وعد و وعيد
گر نقاب از چهرهء اين عدل بردارند خلق * رشته را بىپرده دست اجنبى خواهند ديد
اين هياهو از براى خدمت ايران نبود * كرد از ما اين سياست عاقبت قطع اميد
سال تاريخش شنيدم از سروش عيب گفت : * « داورى بىدادگر عدليه را برگه كشيد »( 35 ) - دربارهء اين لقب محمّد درگاهى ، عبد اللّه مستوفى در كتاب خود شرح زندگانى من ، چنين