منحل و شوستر را خارج كرده ، اختيارات وجوه دولت را بدست آورند ، مرقوم داشتهايد « كه ملت در اين مدّت همه قسم ارادت و اطاعت به بنده داشته » ، اوّلا چون بنده قانونا اختيار و قدرتى نداشتم ، اطاعت مصداق نداشته ، متوقع هم نبودم . اما ارادت ممكن است . جمعى خيرخواهان سليم النفس حسن نظرى به واسطهء پاكى فطرت خود به بنده داشته ، بنده هم تشكر خود را داشته و دارم . ولى متاسفانه آنها هم مثل بنده و حضرتعالى هميشه مقهور همان قوهء مخفى و حملات بودند ؛ ولى غير از ايشان بودند كسانى كه جدا همه را به سوء تأويل و تهمت و افتراء مشغول نمودند . مسائل جنوب را خود حضرتعالى بهتر مىدانيد كه قبل از ورود بنده تهيه و نزديك بود به مداخلهء خارجه منجر شود و بايد فهميد كه بحث آن بر كيست . مرقوم داشتهايد « جايى كه سران بختيارى جالس و مكين هستند ، مدخليتى به دولت ايران ندارد » البتّه خاطر محترم مستحضر است كه ايشان به همراهى حضرتعالى در تأسيس مشروطه شركت داشتهاند در زمان بنده هيئت دولت به تصويب مجلس شوراى ملى يا به رياست حضرتعالى يا به رياست حضرت صمصام السلطنه بوده كه از مؤسسين هستيد . مرقوم فرمودهايد قشون رجاله و عشايرى براى غارت و بىعصمتى است ، در اين مسئله هم بايد ديد كه چه قوه مانع تشكيل قشون منظم شده و چه قوه به اسم رفورم قشون قديم را بىپا و منحل نمود ؟
سوانح كردستان و كرمانشاهان و صفحات مجاور كه بالاخره معلوم شد مقدمهء سوانح استرآباد و سمت خراسان بوده ، بايد ديد در چه وقت طلوع نمود و با اينكه مقدمات آن در كابينهء ثانى حضرتعالى ظاهر گرديد و آن قدر تأكيد شده كه سرچشمه شايد گرفتن به بيل ، بايد ديد چه قوه مانع اقدامات حضرتعالى با كابينه گرديد كه نتوانستيد جلوگيرى نماييد . اوضاع آذربايجان هم بهتر مىدانيد كه قبل از مراجعت بنده از سفر اوّل فرنگ و در ابتداى مشروطهء ثانى در هيئتمديره بنا گذاشته . حاليه هم از همان راه پديدار گرديد . اينكه مرقوم فرمودهايد پول دولت به هدر صرف شده و مىشود ، صحيح است ؛ ولى بايد ديد قصور از كى و مانع چه بوده و البتّه در خاطر داريد كه اينجانب روز سيم ورود اين مطلب را رسما به مجلس شوراى ملّى نوشته ، بعد از آن هم لاينقطع به اولياى امور الحاح كردم كه يكى از مسائل اساسى مملكت ، عبارت از تصحيح ميزان جمع و خرج و ترتيب بودجهء دولت است ، با نظارت صحيحى كه افراط و تفريط نشود . بديهى است حالت حاليه نتيجهء مقدماتى است كه به امتداد زمان فراهم آورند ؛ ولى اينكه ظهور آنها به زمان نيابت سلطنت مصادف شده ، البتّه بدبختى است . مثل اينكه در بوشهر هم طاعون بروز كرده ، ولى بنده به قدر قوهء بشرى نهايت سعى را كردم كه كار به آنجاها منتهى نشود ، متأسفانه مفيد نيفتاد . ظهور نتايج تضييقات و تحميلات و غفلت از تهيهء موجبات رفاه عموم كه از روز اوّل همه خيرخواهان مىگفتند باعث تنفر عام و انقلاب مملكت خواهد بود ، از غير مترتبى نيست . بنده در ضرورت دفع تضييقات و تمهيد بر رفاه و اميدوارى اهالى و در ضرورت اتخاذ مسلكى در پولتيك داخله و خارجه كه مناسب حال و موافق مصلحت مملكت باشد ، مكرر اظهار نمودم ، بالاخره نامه به مجلس نوشتم كه اگر سريعا ترتيب صحيحى اتخاذ نشود ، موجب ندامت كلى خواهد بود ؛ ولى متأسفانه بهجاى حسن تلقى بعضيها سوء تأويل كرده در تحت عنوان
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٤١٠