كند كه زاويهء منفرجه داشته باشد و قضيهء تقاطع سه ارتفاع را در آن ثابت كند . در اثبات عاجز ماند . گفتم كه بدون اثبات فقط سه ارتفاع اين مثلث را رسم كند ، نتوانست . ديگر شاگردان هم نتوانستند سه ارتفاع مثلثى كه زاويهء منفرجه داشته باشد ، درست رسم كنند .
بدبختانه آقاى معلم هم كه خواست اشتباه شاگردان را رفع كند خود نيز بهجاى سه ارتفاع مثلث ، سه خط غير مشخص در داخل مثلث رسم كرد . از دروس ديگر سؤال شد . بهتر از هندسه نبود .
سفر را ادامه داديم ، به گناباد و فردوس و طبس رفتيم و برگشتيم . در رفت و برگشت غالب مدارس سر راه را بازرسى كرديم . شاگردان متوسطهء فردوس را بسيار باهوش و زيرك يافتم .
شهريور 1317 آقاى صادقىنژاد در مرخصى بود و من كفالت معارف خراسان را عهدهدار بودم . تلگراف رمزى از مرحوم مرآت وزير فرهنگ وقت رسيد كه اداره را به عضو ارشاد تحويل داده به تهران بيايم . نمىدانستم موضوع چيست . تلگرافى جواب دادم آيا باز بايد به مشهد برگردم يا ديگر برنخواهم گشت ؟ جواب رسيد محل خدمت تهران خواهد بود . تا ورود به تهران و ملاقات با وزير فرهنگ نمىدانستم چه كارى براى من در نظر گرفته شده . وقتى به ديدن وزير فرهنگ رفتم ابتدا بهطور شوخى گفت : « مثل اينكه خيال مىكردى براى محاكمه احضار شدهاى . » گفتم : « از دستگاههاى ادارى چندان مستبعد نيست . » رئيس كارگزينى وقت را خواستند و دستور دادند حكم مرا به معاونت ادارهء تعليمات ولايات كه بعد به نام فرهنگ شهرستانها خوانده شد صادر كند . و به اين سمت به آقاى مهدى ايرانى رئيس ادارهء تعليمات ولايات معرفى شدم .
ايرانى مردى است با همت ، درستكار و تجربت آموخته . علاقهء او به كار خود به حد افراط . به هر مأموريتى كه مىرفت ، اگرچه يك ماه به طول مىانجاميد ، در بازگشت چند شب تا نيمهشب در اداره تنها مىماند و تمام مكاتباتى را كه كه در مدت غيبت او انجام نپذيرفته بود ، مىخواند و موضوع را برطبق نظر خود تعقيب مىكرد . در موقع تنظيم بودجهء سالانه وقتى با زير و رو كردن اعتبارات مىتوانست يك دبستان دوكلاسه در دهى تأسيس كند ، واقعا آثار وجد و سرور از چهرهاش نمايان مىشد .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٨٦