تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مقررات ادارى است و نمىتوان بدين‌گونه محل حقوقى معلمان باسابقه و داوطلبان استخدام را باهم عوض كرد . كارى بس عجيب بود . دگربار شرح مفصّلى به مركز نوشتم و غير معقول بودن اين عمل را توضيح دادم و يقين داشتم جواب مساعد خواهند داد . اما بر خلاف انتظار پاسخ فرستادند كه قبول اين پيشنهاد امكان ندارد و معلمان سابق بايد با حقوق سابق بسازند و 170 ريال حقوق معلمانى است كه تازه به خدمت درمىآيند . چاره جز چاره‌سازى يعنى حيله‌گرى ادارى نبود . به‌فور قرارداد معلمانى را كه منظور افزايش حقوق آنان بود لغو كردم و از نو آنان را به عنوان آموزگار جديد ماهى 17 تومان استخدام كردم و چون محل حقوقى آنان خالى شد ، معلمانى با گواهى صلاحيت به خدمت پذيرفتم . اما گواهى صلاحيت چه بود ؟ در آن اوقات به اندازهء كافى معلمى كه داراى گواهينامهء رسمى باشد ، وجود نداشت . مقرر بود براى كسانى كه شايستهء معلمى تشخيص داده شده بودند ، گواهى صلاحيت صادر شود ، و بعدها در طول مدت خدمت ادارى اطلاع يافتم حتى در مواردى ، براى اينكه بتواند به پيشخدمتى مثلا حقوق زيادتر بپردازند ، گواهى صلاحيت تدريس در كلاس پنجم و ششم متوسطه صادر كرده بودند . من تازه‌كار برطبق تشخيص خود هرگاه لازم بود براى كسى گواهى صلاحيت صادر شود تا امتحان نمىكردم و شخصا يا به وسيلهء دبيران قابل اعتماد شايستگى او را تشخيص نمىدادم ، گواهى صلاحيت صادر نمىكردم . در اوّلين آزمايشها موارد خوشمزه‌اى به ياد مانده كه ذكر آنها خالى از لطف نيست . روزى مرد خوش‌قدوقواره‌اى مراجعه كرد كه سفارش نامه‌اى هم در دست داشت و منتظر بود فورا قرار استخدام او داده شود . از او پرسيدم : « معلومات آقا چيست ؟ » گفت : « از علوم عتيق و جديد همه را بلدم » از همين فرمايش فهميدم مردك چه كاره است . پرسيدم : « مثلا از علوم جديد چه مىدانيد ؟ » گفت : « رياضيات ، تناسبات ، هندسه‌جات و غيره . . . ! » گفتم : « آقا طبق مقررات بايد امتحان بدهند تا معلوم شود براى چه كار صلاحيت
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 278 | حسن مرسلوند