1300 به معلمى دبستان دولتى امير اتابك منصوب شدم . در اين مدرسه بود كه با دو نفر آشنا شدم كه افكار و رفتار ايشان سخت در من اثر بخشيد . يكى مرحوم ميرزا يد اللّه نظرپاك بود كه معلم خط بود . او ظاهرا آخوند ژوليدهاى بود ، امّا علاوه بر اينكه خط بسيار خوشى داشت در علوم عقلى و نقلى و در ادبيات عرب و فقه و اصول مخصوصا حكمت و منطق استاد و كم نظير بود و بعدها به استادى دانشكدهء معقول و منقول انتخاب شد . آشنايى من با مرحوم نظرپاك به دوستى دائمى و اخلاص پيوست . تا زنده بود همواره از آن مرحوم كسب فيض مىكردم . مدتى نزد ايشان اصول و منطق مىخواندم و زبان فرانسه و رياضى به ايشان مىآموختم . علاوه بر تحصيل رسمى ، در مدت سى سال انس و الفت با آن شادروان ، استفادههاى معنوى بسيار بردم . خدايش رحمت كند كه مردى بزرگ بود ، و مانند بسيارى از بزرگان چنان كه سزاوار و شايسته بود قدرش شناخته نشد .
مرد بزرگوار ديگرى كه در آغاز خدمت در دبستان دولتى با او آشنا شدم ، دانشمند فرزانه احمد آرام بود كه خداوند سلامتش بدارد . اين مرد بزرگوار در آن زمان جوانى نورس بود ، استعدادى سرشار و معلوماتى مايهور داشت . دوستى من و آرام از آن زمان تا حال برقرار و برادرانه مانده است . پيوسته از خرمن دانش و معرفت اين دوست عزيز بهرهها يافتهام و در مشكلات علمى و گرفتاريهاى زندگى همواره مشكلگشا و راهنماى من بوده است .
بارى ، در آن زمان حقوق ماهانهء معلمان كلاسهاى اوّل تا چهارم ابتدايى براى تمام ، بين 150 تا 200 ريال بود و حقوق معلمان پنج و شش ابتدايى سى و چهل [ سى - چهل ] تومان . و اگر معلمى به خاطر تحصيل يا كار ديگر نمىتوانست تمام روز به تدريس مشغول شود به نسبت ساعاتى كه درس مىداد حقوق مىگرفت . اين حقوق اندك هم مرتب نمىرسيد ، غالبا چهار پنج ماه در پرداخت آن تأخير مىشد ، و يكبار هم يك ماه آن به كلى از بين مىرفت ، ولى همين معلمان با همين حقوق كم و نبودن وسائل به كار خود علاقهء فراوان داشتند و كم اتفاق مىافتاد كه شاگردانشان در امتحان مردود شوند . در همان موقع هم كارهاى پردرآمدتر و كمزحمتتر آسان فراهم مىشد ، ولى كسانى كه معلمى را انتخاب كرده بودند ، صميمانه خدمت مىكردند .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٧٥