راد ، احمد
احمد راد از فرهنگيان صديق و صميمى ايران است كه در سالهاى پس از كودتاى 1299 داراى مقامات مختلف فرهنگى بوده است . وى علاوه بر اينكه شخصى دانشپژوه و آگاه به مسايل آموزش و پرورش بود ، از اهلقلم هم محسوب مىشد و مقالات مختلفى در نشريات سالهاى 1320 به بعد از جمله مجلهء يغما دارد . نوشتهء زير شرح خاطرات اوست به قلم خودش كه روشنگر گوشههايى از تاريخ آموزش و پرورش نوين اين كشور است :
« هنوز چهارده سالم تمام نشده بود كه پدرم درگذشت و سرپرستى مادر و دو برادر و يك خواهر به عهدهء من محول شد . حاج ميرزا مصطفى بصير ديوان ، پدرم ، از كارمندان دولت بود . پدر و اجدادش تا چند پشت در محل به طايفهء قاضى شهرت داشتند . مايهء معلومات و اطلاعات اين آخوندهاى ده تا چه پايه بوده ، خبر درستى ندارم . تنها اثرى كه از آن خدابيامرزها موجود است ، قرآنى چاپى نزد اين جانب است كه پدر پدرم مرحوم ملا على نقى از اوّل تا آخر اختلاف قرائات قرّاء سبعه را در متن با اشارات معمول يادداشت كرده و در حواشى قرآن جابهجا توضيحات ادبى ، و گاه مختصر تفسيرى به خط نستعليق يا نسخ مرقوم داشته ، بهطورى كه از بعض كسان شنيدهام مرحوم ملا على نقى مردى سادهدل بوده ، حتى دربارهء هوش آن مرحوم به طنز و شوخى حكايت كردهاند كه هرگاه از ده به باغ خود مىرفته براى اينكه هنگام بازگشتن راه را گم نكند ، در طول راه خانه و باغ كاه مىريخته است ! پدر و عموهايم به دنبال سرنوشت از آشتيان به تهران آمدهاند و به روش بيشتر مردم آشتيان و گرگان و تفرش كه آن ايّام در امور استيفا و كارهاى دولتى وارد بودند در خدمت دولت وارد شدهاند . با اينكه پدرم به اصطلاح آن روز از ارباب ظلمه به شمار مىرفت ،