آنجا بيرق آزادىخواهى را بلند كند كه يارى بهتر آن خواهد بود . اين پاسخى است كه سردار و سالار دادند و نمايندگان انجمن و ديگران آن را به راست داشتند ، و پس از چند روزى سپهدار از كنار تبريز بازگرديد » . چون محمد عليشاه به اقدامات سپهدار مشكوك و از او ناراضى شده بود ، با درخواست استعفاى او موافقت كرد و او در 10 رمضان 1327 ، از آذربايجان بازگشت و به تنكابن رفت .
در تنكابن سپهدار انجمن عدالت را تأسيس كرد و علنا علم مشروطه خواهى برافراشت . محمد عليشاه در محرم 1327 قمرى ، ضمن تلگرافى به او چنين نوشت : « محمّد ولى ، محض فوق نمك به حرامى تو به دولت ، تو را از شئونات دولتى و املاك دولتى خارج و املاك تو را خالصه نموديم . از باغشاه - محمّد عليشاه . » سپهدار هم در جواب چنين نوشت : « باغشاه - الحمد لله كه از اين ننگ خارج شدم و در املاك من هيچكس قدرت دخالت نخواهد داشت » .
و بدينترتيب او با دولت استبداد بهطور رسمى وارد جنگ شد . سپهدار از تنكابن به وسيلهء تلگراف با ساير مراكز انقلابى ايران ، يعنى تبريز و اصفهان كه زمينهء قيام بختياريها در آن فراهم شده بود ، تماس گرفت ، ضمنا با آزادىخواهان رشت كه عدهاى از آزادىخواهان تبريز و قفقاز هم با آنها همكارى مىكردند و كميتههاى مختلفى براى مبارزه با استبداد تشكيل داده بودند ، ارتباط پيدا كرد . او تصميم گرفت سراسر گيلان را تحت پرچم مشروطه گردآورد و به دنبال اين تصميم روز 16 محرم 1327 قمرى با همراهان خود وارد بندر غازيان شد و روز 18 محرم در ميان استقبال شكوهمند آزادىخواهان و مردم رشت ، وارد آن شهر گرديد .
پس از فتح انزلى و غازيان و رشت ، سپهدار مصمم به فتح تهران شد و با دستجات مسلح خود كه عمليات جنگى آنها بهوسيله و به ابتكار يپرم ، معز السلطان ، منتصر الدوله و سالار فاتح اداره مىشد ، به سمت قزوين حركت كرد . پيشقراولان قواى سپهدار كه يپرم و منتصر الدوله بودند ، شب 14 ربيع الثانى به شهر قزوين حمله برده و آن شهر را فتح كردند و از آنجا با هماهنگى قواى بختيارى كه از طرف اصفهان به تهران نزديك مىشدند ، به تهران آمده و در روز 25 تيرماه 1288 خورشيدى تهران را فتح كردند .
پس از فتح تهران و پناهنده شدن محمّد عليشاه به سفارت روس ، سپهدار اعظم و حاج عليقلى خان سردار اسعد ، از اشخاص اوّل ايران شدند و در هيئت دولتى كه پس از فتح تهران
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٤٨