شرح
( 66 ) - از ايشان مختصرى از خاطرات گذشته بيادگار مانده كه چون داراى مطالب جالبى مىباشد ذيلا آورده مىشود :
تاريخ تولد بنده مطابق مرقومهء پدرم كه در پشت كلام اللّه مجيد خطى و در پشت كتاب زاد المعاد خطى نوشتهاند شب ششم محرم الحرام 1289 هجرى است . محل تولد در شهر تهران است ، در زمان سلطنت ناصر الدّين شاه قاجار اسمى كه براى بنده معيّن شده محمد حسين است . مطابق مرقومهء مرحوم پدرم كه در ظهر قرآن و زاد المعاد بشرح فوق نوشتهاند . اسم مرحوم پدرم حاج محمد حسن تاجر اصفهانى ، ابن آقا محمد حسين ، ابن حاج مهدى ، ابن آقا محمد رحيم طاب ثراهم است . اسم مرحومهء مادرم ماه بيگم خانم ، دختر مرحوم آقا محمد جعفر صراف اصفهانى است . ازدواج مرحوم پدرم با مرحومهء مادرم در شهر تهران شده كه مرحوم پدرم مرحومهء مادرم را به عقد دائمى خود مطابق قوانين شرع مقدس در محضر علماء شرع مطاع درآورده است . محل رحلت مرحوم آقا محمد رحيم را - كه جدّ بزرگ من است - نمىدانم و از مرحوم پدرم سؤال نكردم ولى مرحوم حاج مهدى در شهر اصفهان مرحوم شده و مرحوم آقا محمد حسين جدّم در كرمان مرحوم شده است . والدهء مرحوم حاج محمد حسين بىبى خانم بوده كه گويا دختر آقا بابا نام خوئى بودهاند كه از جملهء محترمين خوى باسم مرحوم آقا بابا خوئى فعلا موجود است ، نمىدانم چه شده كه به اصفهان آمدهاند و بىبى ماه خانم را در اصفهان به عقد دائمى مرحوم آقا محمد حسين جدّم درآوردهاند و شخصى كه اين اطلاعات را داشته باشد سراغ ندارم از مرحوم پدرم هم فراموش شد تحقيقات صحيحه بنمايم . شغل مرحوم آقا محمد رحيم جدّ بزرگم را نمىدانم چه بوده ، ولى مرحوم حاج مهدى و مرحوم آقا محمد حسين پسرش هر دو كاسب و تاجر بودهاند . مرحوم حاج محمد حسن پدرم جدّ خود را كه حاج مهدى باشد ديده بودند ، و براى بنده تعريف مىكردند كه مشار اليه خيلى مرد خليق خوشاحوال و بسيار مقدس و عالىمقام بود . و دائما به تلاوت كلام ا . . . مجيد مشغول بود و مىفرمودند صبحها كه از خانه بيرون مىآمدند اول مىرفتيم تمام لوازم خانه را مىخريدند به منزل مىفرستادند ، بعد به حجره مىرفتيم ، آنجا يا به كار دادوستد مشغول بودند و يا قرآن مىخواندند . نزديك ظهر مىرفتيم به مسجد نماز جماعت خوانده براى صرف نهار به منزل مىرفتيم ، ولى اغلب اتفاق مىافتاد كه در موقع قبل از ظهر معاملاتى مىكردند و مىگفتند به اندازهء مخارج خداداد ، ديگر چرا اينجا بمانيم . فورى برخاسته و به مسجد مىرفتيم ، مشغول قرائت قرآن مىشدند تا وقت ظهر كه نماز خوانده و به منزل مىرفتيم . تاريخ وفات مرحوم حاج مهدى و مرحوم آقا محمد حسين را در نظر ندارم يعنى مرحوم پدرم گفتند ولى فراموش شده ، هكذا در نظر ندارم كه مرحوم آقا محمد حسين در زمان زندگى پدرشان و حاج مهدى به كرمان رفتهاند يا بعد از وفات ايشان . بهطورىكه استنباط نمودم مرحوم پدرم و اخوانشان را عمر جد پدر و پدر كفاف نداده كه تربيت كنند و آنها را به تحصيل وا دارند مرحومه بىبى ماه خانم كه مادرشان بوده آنها را به مكتب معمولى آن وقت فرستاده تحصيلات زبان فارسى كردهاند و يك نفر قرآننويس معروف موسوم به آقا ابو القاسم در اصفهان بوده كه شاگردهاى خود را تعليم مىداده ضمنا آنها را به نوشتن قرآن مجيد مكلّف مىكرده از آن جمله مرحوم پدرم و برادرشان مرحوم حاجى ابو القاسم بودهاند . كه هر دو قرآن مىنوشتهاند و آقا ابو القاسم قرآن خط آنها را هر جلدى دوازده قران مىفروخته است مرحوم آقا محمد حسين جدّم از عيال خود بىبى ماه خانم چهار اولاد ذكور داشته يكى از آنها كه ارشد بوده خيلى زود دنيا را وداع نموده مرحوم عبد الوهاب اسم بوده و سه اولاد ديگر به قرار ذيل است 1 - حاج محمد حسن امين الضرب 2 - حاج ابو القاسم ملك التجار خراسان 3 - حاجى محمد رحيم آقا نمىدانم به چه