آقا يحيى كرمانشاهى - شيخ محمد صادق شريف العلماء - شيخ محمد على - پسرهاى آقا محمد كاشانى - شيخ حسن سنگلجى - شيخ على اكبر تفرشى - شيخ باقر گيلانى شريعتمدار كاشانى - شيخ جعفر گلپايگانى - شيخ جعفر سلطان العلماء - حاجى سيد محمد تفرشى - شيخ حسين چاله مىدانى - سيد حسن شوشترى - حرره الاحقر الداعى حسين الرضوى القمى عفى عنه - محمد رضا القمى - الداعى على اكبر الطهرانى - الداعى ابراهيم النورى - الداعى امام جمعه كردستان - الداعى شيخ المشايخ الكردستانى - الاقل الداعى لدوام الدوله حجة الاسلام الكردستانى - احمد الموسوى البهبهانى - شمس العلماء - العبد احمد ابن محمد كاظم الطباطبايى .
در حاشيهء نامهء فوق ، محمد عليشاه قاجار به خط خود نوشته است :
جنابان مستطابان حجج اسلام سلمهم الله تعالى
عزم ما همهوقت بر تقويت اسلام و حمايت بشريعت حضرت نبوى صلوات اللّه عليه بوده و هست حال كه مكشوف داشتند تأسيس مجلس با قواعد اسلاميه منافى است و حكم بحرمت داديد و علماء ممالك هم به همين نحو كتبا و تلگرافا حكم بر حرمت نمودند در اين صورت ما هم از اين خيال بالمره منصرف و ديگر عنوان همچو مجلسى نخواهد شد لكن بتوجهات حضرت امام زمان عجل الله فرجه در نشر عدالت و بسط معدلت دستور العمل لازم داده و مىدهيم آن جنابان تمام طبقات را از اين عزم خسروانه ما در نشر معدلت و رعايت حقوق رعيت و اصلاح مفاسد بقانون دين مبين اسلام حضرت خاتم النبيين صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين اطلاع دهيد . محمد عليشاه قاجار
[ نقل از شيخ شهيد فضل الله نورى ج / 1 . گردآورنده محمد تركمان ] .
شرح
( 64 ) - متن تلگراف امير احمدى ، امير لشكر غرب :
« همدان
مقام محترم دارالشوراى ايران
متحد المآل كه اخيرا از طرف مقام منيع بندگان حضرت اشرف اعظم فرمانده كل قوا دامت عظمته داير بفرسودگى ذات مباركش در مقابل ناسپاسى مفسدين و كنارهگيرى از خدمت رسيده اينجانب را به مخابرهء تلگراف مستقيم بدون رعايت قوانين موضوعهء ادارى وادار نموده است اگر با ديدهء انصاف توجهى به وضعيات قبل از حوت 1300 شده و با اوضاع كنونى مملكت در طبق موازنه و مقايسه گذارده شود كمتر فكر و عقيقه وجود خواهد داشت كه خدمات و فداكاريهاى اين مدت بندگان حضرت اشرف سردارسپه و فرمانده كل قوا دامت عظمته را تشخيص ندادهاند و تصديق ننمايند كه با فقدان تمام وسائل و ملزومات جنگى قدمهاى سريعى براى تكميل و بسط تشكيلات قشون برداشته و با وجود موانع لا ينحلى كه سرتاسر مملكت را فراگرفته بود خويشتن را براى نجات وطن از گرداب فلاكت و انحطاط آماده و با شهادت تاريخ تنها سرباز فداكارى بوده است كه با مشكلات سياسى فوق التصور و عدم ادوات ضرورى در مقابل حوادث شومى كه استقلال مملكت را تهديد مىنمود اثبات وجود نموده خود را براى مواجهه با هر حادثه حاضر و تأمين سعادت وطن را وجهه همت خويش فرمود خستگى و تأثر خاطر معظمله ضربه مهلكى است كه بدفاع افكار نونهالان دبستان شهامت و لياقت او وارد شده و به ما اجازه مىدهد بفهميم كه جانبازى و فداكارى در اين مرزوبوم و در بين جامعه كه محروم از عاطفه هستند همين است كه امروز مبارزين و پيشوايان ملت معمول داشته فرصت و اجازه دادهاند عدهاى مفسد به