تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
در فترت بين فوت نادر شاه و استقرار سلطنت قاجار ، بر تبريز و خوى و سلماس مسلط شدند و تقريبا استقلال يافتند . امّا بنيان سلطه و اقتدار ايشان در اثر طغيان « جعفر قلى خان دنبلى » از بين رفت « رجال آذربايجان در عصر مشروطيت ، مهدى مجتهدى »
شرح
( 63 ) - نامهء ظهير الاسلام و حاج شيخ فضل الله نورى و جمعى ديگر از روحانيون تهران به محمد عليشاه : بسم الله الرحمن الرحيم به موقف عرض بندگان اعليحضرت شاهنشاه اسلام پناه خلد الله ملكه و سلطانه معروض مىداريم در روز دوازدهم شهر حال شوال كه كارگزاران دولت جمع كثيرى از وجوه علماء و شاهزادگان و وزراء و امراء و اعيان و اشراف و تجار را حسب الامر به دربار گردون مدار احضار نمودند . و از طرف قرين الشرف ارادهء سنيه را به اعطاى مجلس شوراى عمومى و تأسيس قوانين آن ابلاغ فرمودند . تمام حاضرين متفق الكلمه جواب عرض نمودند كه مجلس شوراى عمومى منافى با قواعد اسلام است و ممكن الجمع نيست چنانچه به رأى العين مشاهده كرديم و ما مسلمانان كه در تحت اقتدار سلطنت اسلاميه هستيم ابدا راضى نمىشويم كه وهنى به اسلام و دين ما برسد و در مقابل احكام اسلاميه شاه و رعيت يكسان است و بر همه لازم است حفظ دين و آئين شريعت حضرت سيد المرسلين ( ص ) بعد از آن تلگرافات عموم ولايات و ايالات كه قريب به دويست طغرا بود بعضى تفصيلا و بعضى اجمالا قرائت شد . و پس از آن احكام حجج اسلام و علماء اعلام ولايات گوشزد حاضرين شد و عرايض عديده متظلمانه در استيمان از اين بليه عظيمه از طبقات علماء و اهل علم و طلاب و تجار و اصناف كه غائب از آن محضر بودند يكان‌يكان خوانده شد بعد از ذلك كليه حضار مجلس از علما و تمام طبقات به توسط جناب اشرف صدر اعظم عريضه متضرعانه در استدعاى انصراف از اين عزيمت به حضور با هر النور ملوكانه تقديم داشتند و پس از استيذان شرفيات حضور معدلت ظهور شدند و استدعاى مجدانه حضورى هم نمودند و به وعدهء مراحم ملوكانه و قبول استدعاى مقصد اسلامى با صدار دستخط انجم نقط مرخص شدند تاكنون كه يوم بيست و چهارم است از ناحيه مقدسه اعليحضرت همايونى دستخط آسايش شرف صدور نپذيرفته ازآنجائىكه به حكم محكم خلاق عالم جل اسمه حفظ بيضه اسلام در قرون و اعصار برعهدهء سلطان وقت و علماء اعلام است از آن روز تا حال همه‌روزه از داعيان مطالبه انجاز وعد و اصدار دستخط مىنمايند و داعيان بدفع الوقت گذرانيده تا امروز كه مطالبه از حد گذشت چاره نديد جز شرفيابى در دربار معدلت آثار و به حمد اللّه نائل شديم و از پيشگاه همايونى ايفاء بوعد را جدا مستدعى هستيم و چون اين استدعا از جهت اداء تكليف شرعى است از صاحب شرع رخصت رجوع نداريم و متضرعانه جدا دستخط آفتاب نقط در آسودگى اهل اسلام از اضطراب و وحشت و دهشتى كه در اين مرحله دارند از سده سنيه استدعا داريم قسم بجميع معظمات شرعيه كه ماها بلكه تمام اهالى اسلام اين مملكت براى تأسيس مجلس شوراى عمومى حاضر نيستند و نتيجه آن را جز هدم دين و هرج‌ومرج و هدر دماء محترمه و هتك نواميس اسلاميه نمىدانيم الا امر امر الاقدس الاعلى مطاع مطاع مطاع . الاحقر الداعى لقوام و دوام الدوله فضل الله النورى - حاجى سيد ابو القاسم امام جمعه - ظهير الاسلام - سيد احمد طباطبائى - حاجى ميرزا هادى نورى - حاجى على اكبر بروجردى - حاج شيخ عبد النبى - حاجى سيد على شوشترى - آخوند ملا محمد عاملى - حاجى ملا محمد رستم‌آبادى - حاجى