تحريك و بنفع سياست خارجى نسبت به ناجى وطن و محيى قشون از حدود خود تجاوز و در نتيجهء يأس حضرت معظمله مملكت را به دورههاى مهيب بدبختى معلق نمايند اگر در مملكت ما يافت نشود دماغهايى كه مميز سعادت و تيرهروزى بوده و جامعه را به فهم اين نكته مهم ارشاد نمايند نظاميان ايران يعنى همان سربازانى كه بازوان تواناى قائد نيرومند قشون پروريده خوب تشخيص داده و فهميدهاند كه تنها بقاى افتخارات آنها منوط به بقاى زمامدارى ذات مباركش بوده ننگ و اهانتهايى كه نالايقترين عمله اروپايى به اسم مستشار نظامى تحميل سربازان وطن مىنمود فراموش نخواهد كرد عشق و علاقه حسى است كه اگر در دماغ و فكر بشر نباشد هيچ انديشه و تصميمى را انسان به عرصهء وجود و عمل نگذارده و بدون تظاهر خارجى در طبقات مغز و در متن تشتت افكار محو و نابود مىگردد ما اگر در اين مدت قليل موفق شديم موانع و مشكلات عظيمى را از بين برداشته و سرتاسر مملكت را بهوسيله ريختن خونهاى پاك سربازان با شرف وطن منزه نموده و مجال دهيم مركزنشينان مملكت و نمايندگان ملت با فراغت بال كرسى وكالت را اشغال نموده و با استعانت سرنيزه سربازان فداكار محيى قشون راه تكميل ترقيات و سعادت مملكت را بپيمايند براى عشق و علاقهء مفرطى بود كه نسبت به مربى خود داشته و جزا اقتدار او و عظمت قشون در تحت توجه ذات مباركش در دماغ ما فكرى خلجان نداشته و انديشهء فرصت رسوخ نمىكرد اگر اردوهاى منظم نظامى استحكامات طبيعى دره و تنگههاى مخوف لرستان را درهم گرفته و نام سردارسپه را در مرتفعترين كوههاى پشت كوه نقش نمودهاند براى عشق و علاقهايست كه به ذات اشرف او داشته و فرمانده نظامى آنها قصد نداشته است مانند نظام السلطنه املاك هر دو را به حيطه تصرف خود درآورده يا مانند سايرين املاك پيشكوه را به پشت كوه اتصال دهد . ما خوب تشخيص مىدهيم كه اگر موانعى باعث شود كه ظل توجه زمامداران و سرپرست تواناى قشون به سرما گسترده نباشد مقدرات ما تسليم نظام السلطنهها يا پستترين فعله اروپايى گرديده و دورههاى تيرهروزى را بايد از سر گرفته آبرو و شرافت اجدادى ما در بين ملل زنده ريخته شده فوجفوج سپاهيان معصوم قربانى منافع اشخاصى گردند كه امتحانات خود را بكرات در اين مملكت دادهاند چون احساس موقعيت و حفظ جان يك نفر سرباز را فرمانده متعصبى تنها مىتواند بفهمد و درك كند اينست كه خاطر محترم نمايندگان ملت را مستحضر مىدارد انتشار خبر كنارهجويى بندگان حضرت اشرف اعظم با عشق و علاقه مفرطى كه قشون به وجود مباركش دارد و انجاموظيفه در فرونتهاى لرستان تباين كلى داشته و معلوم نيست خون سربازان براى كه و چه مقصود ريخته مىشود به حكم همان احساساتى كه در فوق اشاره شد اينجانب تا تشخيص تكليف و فهم اينكه نسبت به قشون و سرپرست تواناى ما و جبران اين فرسودگى چه فكرى در دماغ وكلاى محترم ملت انديشيده شده است پس از 68 ساعت قواى خود را از فرونتهاى لرستان جمعآورى نموده و منتظر خواهد بود تا پس از استحضار به تصميمات متخذه آنچه وظيفه هر متعلمى است و نسبت به مربيش حكم مىكند بدان عمل نموده و بپاس افتخاراتى كه به ما عطا كرده است خونهاى خود را در راه تسليت خاطر مباركش بريزيم اينك با نهايت تأسف مقدرات لرستان و نواحى سرحدى مملكت را بعد از انقضاى مدت معروضه تسليم نمايندگان محترم ملت مىنمايد .
20 حمل نمره 1370 امير لشكر غرب ، احمد »
« نقل از تاريخ بيستساله ايران ، حسين مكى . ج / 2 » .
شرح
( 65 ) - در مورد فخر الدوله نگاه كنيد به مقاله « امينى ، اشرف الملوك » .