پيش كه مظلوم برد داورى ؟ * فكر بزرگان ، همه آز و هواست
انجمن آنجا كه مجازى بود * گفتهء حق را ، چه ثبات و بقاست
رشوه نه ما را ، كه به قاضى دهيم * خدمت اين قوم ، به روى و رياست
نبض تهىدست نگيرد طبيب * درد فقير ، اى پسرك ، بىدواست
ما فقرا ، از همه بيگانهايم * مرد غنى ، با همهكس آشناست
بار خود از آب برون مىكشد * هركس ، اگر پيرو و گر پيشواست
مردم اين محكمه ، اهريمنند * دولت حكام ، ز غضب و رباست
آنكه سحر ، حامى شرع است و دين * اشك يتيمانش ، گه شب غذاست
لاشهخورانند و به آلودگى * پنجهء آلودهء ايشان گواست
خون بسى پيرزنان خورده استس * آنكه به چشم من و تو پارساست
خوابگه آن را كه سمور و خز است * كى غم سرماى زمستان ماست
هركه پشيزى به گدايى دهد * در طلب و نيت عمرى دعاست
تيرهدلان را چه غم از تيرگيست * بىخبران را ، چه خبر از خداست .
44 ( م ) حسن اعظام قدسى شرح ملاقات و مذاكرهء خود با آيتاللّه يزدى را در جلد اول كتاب خاطرات خود چنين نگاشته : « در همين حال كه به فكر نقشه جايگاه آيتاللّه را به ذهن خود جاى مىدادم ، پرده به واسطه باز شدن درب توى حياط به عقب ، و ايشان وارد ، احمد آقا و من برخاسته و دست آقا را گرفته پس از بوسيدن ايشان را به جاى خود نشانيده .
يك چنين شخصى به قدرى در اعراب و قبايل صحرانشين صاحب نفوذ و قدرت است كه در عصر خود چه قبل از و چه بعد چنين قدرتى ديده و گفته نمىشود بلكه از زمان مرحوم آيتاللّه شيرازى بزرگ ( در رژى تنباكو و توتون ) مانند ايشان از مجتهدين و مراجع تقليد كسى نيامده . آخوند ملا كاظم خراسانى به واسطه اقدام در مشروطيت شاخصيت پيدا كردند ولى از نقطهنظر طرفيت با شاه و همراهى با آزادىخواهان اشتهار پيدا كردند و آن معنويت را نداشتند كه آيتاللّه يزدى دارا بودند .
پس از احترامات و تعارفات ساده آقاى احمد آقا معرفى كردند به اينكه ايشان جزو علما و ساير آقايان مهاجرين از طهران تا قصر شيرين و تنها براى ملاقات با آيتاللّه و انجام مأموريتى آمدهاند ، پس اظهارات احمد آقا دنباله آن را نگذاردم قطع شود ، گفتم چون به واسطه جمعيت زيادى از نظامى و سوارهاى مختلف و نيز طبقات از طهران و ساير ولايات خط سير فروغت و مهاجرين نيز عده [ اى ] از عملا و مجتهدين ( كه يكايك را