شرح
( 26 ) - در جلسهء 30 حوت [ سىام اسفند ] مصادف با 14 شعبان طرح قانونى ذيل تقديم مجلس شوراى ملى گرديد :
نظر به اينكه تلگرافات عديدهاى كه از تمام ايالات و ولايات و تمام طبقات مملكت در مخالفت با سلسلهء سلاطين قاجاريه و رأى به انقراض سلطنت مذكور رسيده و نظر به اينكه تقريبا در تمام تلگرافات واصله اظهار تمايل به جمهوريت شده و صراحتا اختيار تغيير رژيم را به مجلس شوراى ملّى دادهاند و چون قانونا اين تلگرافات كافى براى تغيير رژيم نيست ما امضاءكنندگان مواد ذيل را به مجلس شوراى ملى بقيد فوريت پيشنهاد مىنمائيم :
مادهء اوّل - تبديل رژيم مشروطه به جمهوريت .
مادهء دوّم - اختيار دادن به وكلاى دورهء پنجم تا در قانون اساسى موافق مصالح مملكت در رژيم تجديدنظر نمايند .
مادهء سوم - پس از معلوم شدن نتيجهء آراء عمومى تغيير رژيم بوسيلهء مجلس شوراى ملّى اعلام شود .
سيد محمد تدين - شيخ العراقينزاده ( تجدد ) - سركشيكزاده - سليمان محسن ( سليمان ميرزا اسكندرى ) - ناصر ندامانى - دكتر ضياء الاطباء - سيد ابراهيم ضياء رئيس التجار خراسانى - عدل الملك ( دادگر ) - حسن صدرائى - شريعتزاده - يحيى زنگنه - سيد محمد سلطان - صدر العلماء - مصباح السلطنه اسدى .
« تاريخ بيستساله ايران ، ج / 2 حسين مكى »
( 27 ) - براى مطالعهء بيشتر در مورد واقعهء خونين مسجد گوهرشاد رجوع شود به مقاله « آقازاده ، آيتالله » .
( 28 ) - البتّه « شيخ بهلول » طى يك سخنرانى كه پس از انقلاب اسلامى در يكى از مساجد تهران نمود قضيه فرار خود را به كمك اسدى تكذيب كرد . و گفتنى است كه خانم « سكينه نواب رضوى » خواهر مرحوم « نواب احتشام رضوى » طى مصاحبهاى كه با آقاى سينا واحد ، مؤلف كتاب « قيام گوهرشاد » بتازگى نموده دربارهء شيخ بهلول مىگويد : « بهلول آمده بود براى اينكه دست نشاندهء خارجىها بود و به او گفته بودند كه بيايد شلوغ كند و . . . »
[ نقل از : قيام گوهرشاد ، سينا واحد ] .
( 29 ) - براى اطلاع بيشتر به « اسعد بختيارى ، جعفر قلى خان » رجوع كنيد .
( 30 ) - دربارهء زيردست بودن رضا خان نسبت به سردار اسعد ، ملكالشعراء بهار در كتاب « تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران » مىنويسد : شبى در مدرسهء ارامنه نمايش بود . « سردارسپه » وزير جنگ و سردار بهادر كه آن وقت سردار اسعد لقب يافته بود و جمعى ديگر از رجال نيز دعوت داشتند ، منهم بودم . در يكى از فواصل پردههاى نمايش در اطاقى هدايت شديم كه مخصوص مهمان محترم تهيه و چيده شده بود ، سردارسپه مرا نيز دعوت كرد و در آن اطاق سر ميز نشسته بوديم و صحبتهاى متفرق بميان آمد ، منجمله سردار اسعد اشاره به سفر اردبيل كرده گفت : در سفرى كه ما در ركاب حضرت اشرف [ رضا خان ] به اردبيل رفتيم . . . سردارسپه نگذاشت سخنش تمام شود و گفت : خير من در ركاب شما بودم . . . » .
( 31 ) - در اينباره كه مىگويند سردار اسعد قصد جان رضا شاه را داشته يكى از بهترين نمونهها ، نوشتهء زير است با توجه به اينكه رضا افشار شخص صحيح العملى نبوده و گفتههايش چندان مستند به نظر نمىرسد