معذلك قسمتى از مقاله در زير مىآيد :
« در يكى از سالنامههاى دنيا مرحوم سرلشكر ضرغام وزير انحصارات و گمركات و دارائى مقالهاى داشت تحت عنوان « پيچ تاريخ » و در آن مقاله راجع به توقيف و كشتن سردار اسعد وزير جنگ و ساير سران بختيارى از قول مرحوم ميرزا رضا افشار والى يا استاندار وقت اصفهان نقل كرده بود كه خلاصهء آن بشرح زير است « مرحوم ضرغام در آن مقاله مفصل مىنويسد كه ميرزا رضا افشار برايم نقل كرد كه من والى اصفهان بودم و شبى در منزل يكى از سران بختيارى مهمان بوديم . پس از صرف مشروب و شام يكى از حضار به من گفت فردا صبح كلك رضا شاه كنده خواهد شد . جريان را پرسيدم او در حال مستى اظهار داشت فردا كه رضا شاه عازم مازندران مىباشد توسط عدهاى از سربازان بختيارى كه در لباس چوپانى درآمده و مسلح به مسلسل مىباشند در جنگلهاى نزديك چالوس ماشين رضا شاه را بمسلسل بسته و او را خواهند كشت . من فورا كسالت و دردسر را بهانه كرده جلسهء مهمانى را ترك گفته و به منزل آمده و با سختى و بدى ارتباطات با تهران تماس گرفتم و تقاضاى حركت فورى و گزارش امر فوقالعاده نموده و همان شب حركت و صبح زود قبل از حركت رضا شاه خود را به تهران رسانيده و جريان را مشروحا معروض داشتم و تقاضاى انصراف از اين حركت نمودم .
رضا شاه پس از تأمل فرمودند تو خود فورا به اصفهان رفته و كوچكترين اظهارى راجع به اين مسافرت ننما و پس از حركت من ، سرلشكر كريم آقاى بوزرجمهر فرماندهء لشكر يك ( باغشاه ) احضار و جريان را با او در ميان گذاشته و اظهار مىدارد من بدانم و تو و تو حالا با چند نفر افسر مورد اعتماد و چند كاميون سرباز باسم امنيت راه حركت كرده و من در مهمانخانه گچسر منتظر نتيجه اقدامات و تحقيقات شما مىباشم . پس از رفتن بوزرجمهر ، رضا شاه با ملتزمين ركاب كه يكى از آنها سردار اسعد بختيارى وزير جنگ بود حركت مىنمايد و پس از رسيدن به گچسر دستور توقف داده و اظهار مىدارد هواى خوبى است كمى استراحت نموده و چاى بنوشيم و سپس سردار اسعد را احضار مىكند و مىگويد بيا باهم تختهبازى نموده و شانست را امتحان كنم ( معمولا رضا شاه با سپهبد نقدى و اسعد بازى تخته نمىنموده است ) و مشغول بازى مىشوند تا نزديك ظهر كه پيشخدمت مخصوص عرض مىنمايد سرلشگر بوزرجمهر تقاضاى شرفيابى دارد . او را در اطاق ديگر پذيرفته و جريان را مشروحا بعرض مىرساند و اظهار مىدارد قضيه حقيقت داشته و عدهاى از آنها توقيف و عدهاى ديگر كشته شدهاند . »
رضا شاه باز عكس العمل نشان نداده به طرف مازندران حركت مىكند و در آنجا دستور توقيف سردار اسعد وزير جنگ و ساير سران بختيارى را مىدهد و عجيب آنكه پس از كشف قضيه كه بوسيله افشار بوده و معلوم مىگردد و با نشان ( سيمرغ ) او را ارتقاء مقام داده و بوزارت راه منصوب و سپس پروندهء ارتشاء و اختلاس ( مانند تيمورتاش ) برايش درست و زندانى و محكوم به حبس ابد و انفصال ابد از خدمات دولت مىنمايند و عجيب آنكه پس از قضاياى شهريور در كابينه ساعد خواستند او را باز استاندار نمايند ولى چون محكوم به حبس ابد بود در مجلس مورد اعتراض واقع شد و مرحوم ممقانى وزير دادگسترى كابينه دفاع كرد و گفت مقصود از « حبس ابد موقت است » چون همه چيز در دنيا موقت مىباشد و با اين سخنان مورد تمسخر و استهزاء نمايندگان و مطبوعات قرار گرفت » .
« آينده ، سال دوازدهم شمارهء 6 »
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 352
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٥٢