تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
فصل بهار آمده است خيمه اشكوفه بين * لؤلؤ و مرجان و لعل جمع بدور نگين ساقى بزم نشاط مىدهم ساتكين * حاصل دوران عمر هست نه در آن نه اين هركه ز حد گليم پاى گذارد بدر * مىرودش رايگاه بخت و سعادت هدر رونق تن چيست روح ، حاصل آن مردميست * مردم بىجان و روح هيچ به گيتى نزيست دست و دل مرد پاك در همه حالى قويست * اوست يكان ذات پاك كز همه عيبى بريست ترس از انسان چرا كو بودم دادگر * جز به تولاى او نيست نجاتى دگر افسر كيخسروى گشته مرا شايگان * در همه احوال حق داده امان و توان شاهد اين مدعا نيست نهان از جهان * تا كه خدا يار ماست گشته بسى كامران داور روزى رسان داده بما گنج زر * معدن دل را بكاو تا كه بيابى اثر
« مجلهء هوخت سال سوم شماره 4 »
شرح
( 25 ) - متن لايحه على اكبر ارداقى پس از دستگيرى وى در 21 مرداد 1296 : « آقاى وستداهل رئيس نظميه ، من خيال كردم توضيحات مبسوط مورخ دوم ذيقعده 1335 من بارى كشف قضيه كافى است و ديگر مجهولى در شبهات متصوره باقى نخواهد ماند ولى تجديد استنطاق مورخ 23 ذيحجه خلاف تصور مرا آشكار ، و لازم مىدانم در تكميل استنطاق خود ، توضيحات كاملترى به دوسيه ( پرونده ) خود علاوه كنم : من وحشت داشتم از اينكه آقايان منشىزاده ، و ديگران در كتمان حقايق و وقايع تا پايان استنطاق باقى مانده و كليه اظهارات من صرف ادعا و مستند به هيچ شاهدى نباشد و شايد اين امر بديهى است كه تا ماه حمل هذه السنه به‌هيچ‌وجه از آن اطلاعى نداشتم بر نظميه مدلل نگردد ولى خوشبختانه اقارير حضرات كه از فحواى استنطاق آقاى صفا استنباط نمودم ، قسمت اعظم توضيحات مرا تصديق و حتى گمان مىكنم به خلاف اظهارات قسمت اول كه عبارت از عقايد قلبى و خيالات باطنى من است باشد . خلاصهء هفت ورق توضيحات من در لايحه دفاعيه قبلى اين است كه : 1 - من عقايد تروريستى ندارم .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 348 | حسن مرسلوند