مرد منّت به ديگرى ننهد * بود از كار نيك منّتدار
« تاريخ خاندان اسفنديارى »
شرح
( 36 ) - متن يادداشت سفارت انگليس مورخه 28 جمادى الاول 1336 مطابق 21 حوت 1296 و برابر با 12 مارس 1918 :
« بهطورىكه اولياء دولت ايران مسبوق هستند دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان ، هميشه اوضاع ايران را در تحت نظر و توجه صميمانه داشته ، در اين اواخر علنا موافقت خود را در موضوع استقلال ايران اظهار داشتهاند .
سفارت انگليس برحسب دستور العمل دولت خود اخيرا چندين دفعه با دولت عليه ايران مذاكرات دوستانه نموده است و تنها چيزى كه خواهش شده است اين بود ، كه حيات دوستانهء خود را كليتا نسبت به مصالح انگليس ابراز و اظهارات اولياء دولت انگليس را بهطورىكه بايد محل توجه قرار دهند . و براى حفظ ايران از تجديد اتفاقاتى كه از عمليات پائيز و زمستان 1915 بحصول پيوست و امروز نيز همان مخاطرات به خوبى مشهود است ، جلوگيرى نمايند . و بالاخره نظر به مصالح فوقالعاده دولت همجوار انگلستان در جنوب ، و بملاحظهء هرجومرجى كه بواسطهء فقدان قواى منظم ممكن است بظهور برسد . دولت عليه قشون جنوب را بهطورىكه حال تشكيل يافته تا آخر جنگ رسما بشناسد و در مقابل دولت اعليحضرت پادشاه انگلستان حاضر هستند كه مساعدت مالى وافرى بدولت عليه نموده و براى ايجاد قواى متحد الشكلى پس از اتمام جنگ براى تمام مملكت كه بالاخره قشون جنوب به آن منضم گردد ، در تحت نظر صاحبمنصبان خارجه كه در خصوص مليت آنها بعد از اين بايد بين دولتين موافقت حاصل شود كمك و مساعدت نمايند . و قرارداد انگليس و روس مورخه 1907 را موقوف الاجراء بدانند . تا پس از تشكيل دولت منظم در روسيه براى الغاء آن رسما با دولت ايران وارد مذاكره شوند . ضمنا اولياء دولت انگليس حاضر هستند كه ابطال شناسائى قرارداد مزبور را ، از طرف دولت ايران قبول نمايند و تغيير تعرفه گمركى را با ايران پذيرفته و برحسب ميل اولياء دولت ايران در هر كنفرانس بينالمللى كه نمايندگان دول متخاصم شركت نمايند ، نمايندگان ايران نيز مشاركت داشته باشند . اين پيشنهادات هنوز به حال خود باقى و تاكنون از طرف اولياء دولت عليه پذيرفته نشده ، از طرف ديگر اغتشاش در حالت شدت و عثمانيها در نقاط مختلفهء غربى آذربايجان وارد شدهاند و جنگلىها تقريبا ارتباط فىمابين انزلى و پايتخت را قطع ، و « ويس » قنسول انگليس و رئيس بانك شاهنشاهى را توقيف كردهاند . و در واقع شمال غربى ايران را از بحر خزر تا سرحد عثمانى مغشوش و براى عبور و مرور خصم باز است . و اين اقدامات كه معابر شمالى را فرا گرفته و روز به روز نيز كسب شدت و وخامت مىنمايد ، پايتخت ايران را دچار مخاطره ساخته است . لهذا اولياء دولت انگليس بر خلاف ميل خود ، درصدد برآمدهاند كه از اين اتفاقات كه دولت ايران نمىتواند يا نمىخواهد جلوگيرى نمايد ، خود شخصا جلوگيرى به عمل آورند . و بنابراين تصميم كردهاند از سرحد عثمانى استعداد كافى به شمال غربى ايران اعزام دارند . توسعهء عمليات استعداد مزبور منوط به اثرات و نتايج حاصله از اين اقدام و قدرتى است كه اولياء دولت عليّه به كار خواهند برد . اولياء دولت انگلستان ، با كمال صداقت اعتراف مىنمايند كه اين ترتيب موقتى بوده و حتى القوه سعى و اهتمام خواهند داشت از هر چيزى كه مخالف استقلال و تماميت ارضى ايران و مداخله در امور مملكت باشد احتراز جويند . و قشون انگليس به محض اينكه اوضاع اجازه دهد و در هر صورت در ختم جنگ احضار خواهند شد » .
* * *