تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
مقدس‌ترين قوانين را زير پا نهاد و ملت مرا ضرورة به‌سوى عواقب وخيم و آلامى كه به‌هيچ‌وجه سزاوار آن نيست مبتلى خواهد كرد . من قويا و رسما اعتراضات خود را نسبت به اين كودتا اعلام مىدارم و كليه اعمالى كه در آينده از طرف آن دولت به وقوع برسد و آنچه در زير سلطه اين حكومت بوقوع پيوندد باطل و كان لم يكن اعلام مىدارم . من حقوقى را كه خود سلسله قاجار نسبت به تاج‌وتخت ايران كه نه موهبتى الهى و به موجب قواى اساسى مملكت داريم محفوظ مىدارم . من خود را پادشاه برحق و قانونى مملكت ايران مىدانم و در انتظار بازگشت خود به كشورم براى خدمتگزارى به ملتم كه هيچ‌گاه صفات شرافتمندانه و صادقانه و . . . آن هميشه نسبت به من در مواقع دشوار ابراز كرده است او را فراموش نمىكنم ، هستم » . در زير متن فارسى بيانيه كه ماشين شده مىباشد ، ناشناسى با خط فارسى خطاب به مستشار الدوله نوشته : « اگر شرف و وجدان داريد ( تصور مىكنم اشخاصى كه اروپا رفته‌اند مىفهمند شرف يعنى چه ) اين اعتراض مظلومى را كه به لوطىبازى ظلم به او شده ترجمه كرده و تمام اعضاء مجلس را از مضمونش مستحضر مىكنيد . شايد شرافت ايرانى مانع شود كه مملكت شش هزارساله ملعبه و مسخرهء دست انگليسها شود و يك مركز ثابت مملكت ما دستخوش هوا و هوس سياست‌مداران انگلوساكسون واقع گردد . تصور مىكنم هر ايرانى با شرفى راضى نمىشود كه مملكتش از هندوستان بدتر شود . من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم . منتظر مكافات اخروى و عقوبت دنيوى باشيد . خيرخواه » . [ نقل از مجله آينده ، سال 14 ، شماره 12 تا 9 ] .
شرح
( 20 ) - ايشان در قيد حيات هستند و در تهران سكونت دارند ، و آن‌طور كه مشهور است از مردان درستكار و صالح سياسى ايران هستند ، مؤلف اين سطور در سال 1366 ملاقاتى با ايشان در منزلشان داشت كه از ايشان به غير از فروتنى و تقواى سياسى هيچ‌چيز ديگر مشاهده ننمود . آقاى دكتر جلال عبده خاطرات دوران زندگى خود را نگاشته‌اند كه در تاريخ تأليف اين اثر زير چاپ بود . ايشان طى مصاحبه‌اى كه با آقايان محمد گلبن و يوسف شريفى بهنگام تدوين كتاب « محاكمه محاكمه‌گران » داشتند دربارهء اين محاكمات مىگويند : « سوم شهريور 1320 بنده دادستان ديوان كيفر بودم ، در اين موقع بعد از رضا شاه و آزادى زندانيان عده‌اى از دوستان خود من كه جزو 53 نفر بودند و به يكى از آنها خيلى احترام داشتم ، كه همين امسال فوت شد ، دكتر رضا رادمنش ، كه باهم بوديم ، او نزد من آمد و شمه‌اى از جناياتى كه در دوران رضا شاه شده بود ، شرح داد . رفقاى ديگر آمدند و در اين امر شريك بودند و تأييد كردند كه هم قتل‌هايى در زندان واقع شده و هم شكنجه‌هايى به پاره‌اى از متهمان داده شده و هم توقيف‌هاى بيجايى . در اينجا بود كه من براى خود احساس وظيفه‌اى كردم ، در آن موقع شايد بهترين راه براى مبارزه با ديكتاتورى اين بود كه ما كسانى را كه مباشر اين جنايات بودند تعقيب بكنيم ، البتّه بايد عرض بكنم كه خوشبختانه در كابينهء فروغى ، كابينه‌اى كه در شهريور تشكيل شد ، « مجيد آهى » وزير دادگسترى بود ، خود او از كسانى بود كه ماههايى را در زندان رضا شاه گذرانده بود ، با ايشان مشورت كردم و ايشان نظر اينجانب را در اين امر تأييد كردند ، بنده شروع كردم به تحقيقات . از جمله كسانى كه به‌عنوان بازپرس براى اين كار در نظر