تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
پرونده اداره كل فلاحت تحقيق كردم ولى چيزى دستگيرم نشد و تنها موضوعى كه مورد يقين و تصديق من است اينست كه بيات رشوه‌خوار نيست و در اين پرونده بىگناه است » . يك روز بعد از دفتر مخصوص شاهنشاهى كتبا جواب داده شد كه گزارش شما قانع‌كننده نبود اعليحضرت فرمودند گزارش قطعى بدهيد و اين گزارش هم بايد در ظرف امروز و فردا و اصل شود چون اعليحضرت در انتظارند . دوباره گزارش سربسته‌اى دادم و اين مرتبه نوشتم : « اتهامات وارده به آقاى بيات به نظر من خلاف واقع است و مشار اليه از موضوع پنجاه هزار تومان رشوه بىاطلاع است . » اين گزارش را فرستادم و چند روز بعد ديدم اعليحضرت مرا به دربار احضار كرده‌اند . در آن ايام تازه قصر مرمر را مىساختند . حجارها و بناها مشغول كار بودند و اعليحضرت درحالىكه دور حوض بزرگ قدم مىزدند كار حجارها را تماشا مىكردند . وقتى كه وارد حياط شدم شاه فرمود در گزارش خودتان نوشته بوديد كه بر صدق مطلب و دادن رشوه دليلى پيدا نكرديد ، بسيار خوب ، ولى اينكه نوشته‌ايد يقين كرديد كه بيات مقصر نيست دليل شما چيست ؟ در جواب شاه چند لحظه تامل كردم و در اين چند لحظه بخاطرم آمد كه زندگيم مورد خطر واقع شده و گفتن و نگفتن حقيقت موجب دردسر خواهد شد و نمىدانستم چگونه از اين خطر رهائى پيدا كنم . اعليحضرت رضا شاه كه از تامل من دچار سوءظن شده بود فرمود مثل اينكه خيلى فكر مىكنيد ، حقيقت از چه قرار است ؟ گفتم : قربان اگر حقيقت را بگويم مىترسم جانم بخطر افتد و اگر هم دروغ عرض كنم كه شرط خدمتگزارى را بجا نياورده‌ام اينست كه فكر مىكنم كه جواب اعليحضرت را چه بدهم كه از خطر نجات پيدا كنم . با شنيدن اين جملات ، شاه قيافهء مخصوص به خود گرفت و گفت البتّه بايد راست بگوئيد و آنچه را كه از اين پرونده فهميده‌ايد بيان نمائيد . گفتم : قربان اين پرونده را آيرم ساخته است . يك‌دفعه با حالت تعجب‌آورى گفت : « آيرم ؟ ! » با لحن محكم‌تر جواب دادم ، بله آيرم . مثل اينكه انتظار شنيدن اين خبر بد را نداشت و باز متفكرانه دور حوض چرخيد و بعد جلو آمد و فرمود : چطور آيرم پرونده را ساخته است ؟ - براى اينكه به بيات پيغام داده كه اگر پنجاه هزار تومان در اين معامله به من سهم نرسد كارت را خواهم ساخت . - دليلش چيست ؟ - دليلش اينست كه ، كسى كه پول رشوه را همراه داشته و مامورين او را گرفته بودند توسط آيرم از زندان فرار كرده است . شاه با لحن محكمى گفت : پس چرا در گزارش اوليه خودتان به من نوشتيد كه زندانى خودش از زندان فرار كرده است . - عرض كردم قربان مىترسيدم زيرا آيرم كسى است كه با جان و مال مردم بازى مىكند . شاه چيزى نگفت و دوباره مشغول قدم زدن دور حوض شد و من هم بدنبال شاه به قدم زدن در اطراف حوض پرداختم و شاه در حال قدم زدن چند بار زير لب گفت : « آيرم با جان مردم بازى مىكند » سپس سر برداشت و فرمود : - يقين دارى كه پرونده را آيرم ساخته و بيات پول نگرفته است ؟ عرض كردم بله قربان زيرا سوابق هركسى معرف اوست صمصام الملك بيات مردى تحصيل كرده و روشنفكر است كه سوابق بدى ندارد و تاكنون رشوه از كسى نگرفته است درحالىكه آيرم تاكنون هزاران مرتبه تقلب و پرونده‌سازى كرده است . شاه با تعجب زياد گفت : آيرم تقلب كرده است ؟ - بله قربان اكنون موارد آن را عرض مىكنم اولا چندى قبل چندين هزار دسته ورق بازى وارد كرد به قيمت دانه‌اى شش ريال و فروخت از قرار هر دسته 5 تومان همچنين آيرم بعنوان اينكه اشيائى براى املاك سلطنتى لازمست هر هفته يك تصويب‌نامه از هيئت دولت مىگذراند و اجناس را بدون گمرك وارد كرده و در بازار مىفروشد . اعليحضرت كه با تعجب به اظهارات من گوش مىدادند وقتى كه ملاحظه نمودند من با ايمان و بدون غرض صحبت مىكنم با تاثر مخصوصى گفتند نه كافى است همه اين‌ها درست است ، من به دو نفر بىجهت اعتماد كردم يكى از آن دو نفر همين آيرم بود .