تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
افتخارى و « آرداشس » چنين مىنويسد : « اختلاف ميان يوسف از يكسو و آرداشس و پيشه‌ورى ازسوىديگر يك اختلاف اصولى بود كه از آغاز تشكيل كمينترن بين كمونيستها وجود داشته است و هنوز هم وجود دارد و شايد هميشه نيز وجود داشته باشد . اختلاف بر سر ايمان و اعتقاد نسبت به رژيم و حكومت شوروى و اطاعت بىچون و چرا از آنست . يك طرف ، رژيم شوروى و حكومت آن را يگانه الگوى صحيح سوسياليسم و يگانه راه تحقق جامعهء ايده‌آل كمونيسم مىداند ، خط مشى دولت و حزب كمونيست شوروى را در خطوط اساسى آن بىعيب و نقص مىشمارد ، دولت و حزب كمونيست شوروى را رهبر و پيشاهنگ و مغز متفكر و ستون فقرات نهضت كمونيستى مىپندارد و هرگونه انتقاد علنى يا ناهماهنگى با آنها را در حكم خيانت به اين نهضت و گناهى نابخشودنى معرفى مىكند . خلاصه هوادار و پيرو بىقيد و شرط دولت و حزب كمونيست شوروى است . طرف ديگر تمام كمونيستهايى هستند كه به درجات مختلف از اين خط انحراف دارند ، از آنهائى كه ضمن ايمان و وفادارى نسبت به دولت شوروى از يكى از اقدامات يا سياستهاى آن انتقاد مىكنند ، گرفته تا آنهايى كه رژيم و دولت شوروى را سوسيال امپرياليسم ، سوسيال فاشيسم ، سرمايه‌دارى دولتى ، و براى جنبش كمونيستى خطرناك‌تر از سرمايه‌دارى و امپرياليسم غربى مىشمارند . . . . آرداشس طرفدار بىقيد و شرط استالين و يوسف مخالف سرسخت استالين بود . آرداشس مىگفت يوسف تروتسكيست است . يوسف گرچه ظاهرا اين ادعا را رد مىكرد ولى باطنا طرفدار تروتسكى بود . . . اين‌ها از نظر اخلاقى و روحى به آرداشس‌ها شباهت داشتند . مبارز ، متعصب ، سرسخت و فداكار بودند . اما به جاى شوروىپرستى برعكس مخالف اين دولت و به‌ويژه مخالف استالين بودند و او را منحرف و خائن نسبت به سوسياليسم مىدانستند . يوسف افتخارى سردستهء اين عده بود . من نمىدانم علت مخالفت او با شوروى و استالين چه بود . بىغرضانه بود يا غرض‌آلود . مخالفان او مىگفتند در كوتو براثر همان دسته‌بنديها او را به تاشكند تبعيد كرده و سپس از شوروى رانده‌اند و علت مخالفت او با شوروى هم همين امر است ، شايد . اما حرف‌هايى كه او مىزد و نسبت‌هايى كه به شوروى و استالين مىداد حقايقى بود كه تاريخ آنها را تأييد كرد . آرداشس مىگفت يوسف تروتسكيست است و همين اتهام در نظر او كافى بود كه او را مرتد و خائن و مستحق هرگونه مجازاتى بداند و تحريم كند . يوسف ظاهرا اين اتهام را رد مىكرد ولى مىگفت استالين نسبت به تروتسكى ، زينوويف ، كامنف و رهبران ديگر شوروى ظلم كرده و ديكتاتورى فردى برقرار ساخته است . در حقيقت نه يوسف و نه آرداشس هيچ‌كدام نمىدانستند تروتسكى چه مىگويد ، استالين چه مىگويد ،