افتخارى مديريت مىشد . فعاليتهاى صنفى و سياسى اين سنديكا حول دو محور بود 1 - دفاع از حقوق طبقهء كارگر . 2 - تنظيم قانون كار . تأسيس اين سنديكا با مخالفت شديد « حزب توده » مواجه شد ، چه آنان تنها خود را حامى طبقهء كارگر و كمونيست اصيل مىدانستند و لا غير . البتّه جريان تشكيل « حزب توده » نيز از زبان افتخارى شنيدنى است ، او مىگويد :
« پس از آزادى از زندان « رضا روستا » روزى بسراغم آمد و گفت ما حزب تشكيل داديم ، تو هم بايستى به اين حزب طبقهء كارگر ملحق شوى . گفتم خوب بود صبر مىكرديد تا همه از زندان آزاد شوند و مشورتى مىكرديد . گفت آخر رفقا گفتهاند . گفتم كدام رفقا ؟ گفت :
روسها ! گفتم غلط كردند كه براى ما تعيين تكليف كردهاند . اين بود كه روابطم را با « رضا روستا » قطع كردم » . بهر جهت « حزب توده » از تلاشش براى جذب او مأيوس نشد و مستقيما از طرف « سليمان ميرزا اسكندرى » ليدر حزب مجددا دعوت شد . آخرين جواب يوسف افتخارى به « حزب توده » اين بود : « من با روسها نمىتوانم كار كنم چون آنها مثل انقلاب گيلان پشت ما را خالى خواهند كرد » .
بهر جهت « سنديكاى كارگران و رنجبران » رودرروى « حزب توده » تأسيس شد و مشغول فعاليت بود ، روزنامههاى تودهاى بشدت به سنديكاى نوپا و مؤسسين آن حمله مىكردند ، يكبار « ايرج اسكندرى » در روزنامه « رهبر » صريحا نوشت : « اين مرد شرور را اعدامش كنيد » . ولى سنديكا همچنان در ميدان باقى ماند . يوسف افتخارى در سال 1326 خورشيدى جهت تشكيلات و سازماندهى سنديكايى به خوزستان رفت و با تلاش او يك سنديكاى فعال كارگرى در سرزمين نفتخيز خوزستان تشكيل شد .
پس از جنگ جهانى دوّم ، يوسف افتخارى از طرف « لويى سايان » رئيس سنديكاى جهانى ، براى شركت در اولين كنفرانس بينالمللى كار به پاريس دعوت شد . ساير مدعوين ايرانى عبارت بودند از :
- « عتيقهچى » از حزب توده ايران .
- « مهندس تاجبخش » از سنديكاى سيد ضياء الدّين .
- « امير كيوان » و « شمس » از سنديكاى اصفهانيها .
- « دكتر سيد حسين فاطمى » نمايندهء روزنامهنگاران .
- « مهندس حبيب نفيسى » نمايندهء دولت ايران .
- « شهاب خسروانى » نمايندهء كارفرما .
يوسف افتخارى دربارهء مخالفت « حزب توده » با سفر او به پاريس مىگويد : « حزب
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٣٠