روز براى استخدام شدن از صبح تا غروب دم درب شركت نفت مىنشستم . يكى از اين روزها كه طبق معمول جلوى دفتر نشسته بودم ، يك انگليسى بلندقد مرا ديد و « محمود » نامى را كه منشىاش بود بدنبالم فرستاد . من ابتدا فكر كردم كه مورد سوءظن انگليسىها واقع شدهام ، ولى وقتى به دفتر انگليسى مذكور رسيدم او از من سؤال كرد چهكارهاى ؟ گفتم در قم دستفروش بودم و الآن بيكارم . گفت مىتوانى با ماهى هشت تومان كار كنى ؟ گفتم بله ! » .
يوسف افتخارى سرانجام به استخدام شركت نفت درآمد و مشغول سازماندهى و تشكيلات دادن به كارگرهاى شركت شد . در سال 1307 خورشيدى « رحيم همداد » كه از اعضاى سنديكاى جهانى بود ، جهت كمك به وى ملحق شد . آنان كميتهء اعتصاب را با عضويت : 1 - يوسف افتخارى 2 - رحيم همداد 3 - شعبان كاوه 4 - موسى اصلى 5 - حسنعلى ثابتى 6 - حسين خراسانى 7 - زهرا خانم 8 - عبد اللّه وفا ، و يك شخص ديگر كه نامش فراموش شده ، تشكيل دادند و در سال 1308 ضمن اعتراض به قرارداد دارسى و خواستهاى صنفى ، اولين و بزرگترين اعتصاب را در صنعت نفت راه انداختند . اين اعتصاب زمانى اتفاق افتاد كه بدنبال مسافرت « سرجان كدمن » به ايران ، قرار بود لايحه تمديد قرار داد به مجلس شوراى ملّى برود .
پس از اعتصاب ، كاركنان انگليسى از آبادان خارج شدند و قواى نظامى به آبادان رفت و پس از تيراندازى ، ضمن متفرق كردن اعتصابكنندگان ، حدود سيصد نفر از آنان را دستگير نمودند كه اعضاى كميتهء اعتصاب نيز جزو آنان بود . او و رحيم همداد پس از بازجويىهاى مقدماتى در آبادان ، به زندان قصر در تهران منتقل شدند .
يوسف افتخارى از اولين زندانيان سياسى زندان قصر بود و پس از او ساير گروههاى كمونيستى از جمله گروه 53 نفر دستگير و زندانى شدند . با دستگيرى « آرداشس آوانسيان » كه از كمونيستهاى طرفدار شوروى و « استالين » بود و بعدها يكى از بنيانگذاران « حزب توده » شد ، بين او و يوسف افتخارى در زندان اختلاف افتاد . « آرداشس آوانسيان » رهبرى جريان كمونيستى را در اختيار داشت كه طرفدار « استالين » و تأييدكنندهء بىچون و چراى اتحاد جماهير شوروى بود و هيچگونه انتقادى را نه به شخص « استالين » و نه به برنامههاى اجتماعى و اقتصادى شوروى وارد نمىدانست . در مقابل يوسف افتخارى رهبرى جريانى را به عهده داشت كه بنوعى كمونيسم ملّى اعتقاد داشت و شخص « استالين » را خائن به اصول ماركسيسم و شوروى را نيروى بيگانه تلقى مىكرد . « انور خامهاى » كه خود از اعضاى گروه 53 نفر و در آن دوران در زندان بوده در كتاب خود « پنجاه نفر و سه نفر » در مورد درگيرى بين
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٢٧