الحكماء ] مىگفت : چند سال پيش مريض شدم و خودم قطع داشتم كه خواهم مرد . در حين مرض روزى حاج ميرزا اسماعيل مجتهد كه از مجتهدين بسيار متعصب و احمق سبزوار بود به عيادت من آمد و گفت آقا شما از عقيده « وحدت وجود » توبه كنيد خلاف شرع است . من چون قطع داشتم قريبا خواهم مرد براى اذيت سيد كاغذى برداشتم و نوشتم « عقيده به وحدت وجود با شير اندرون شده با جان بدر رود ولى چون حجت الاسلام اصرار در توبه من دارند حاضرم از عقيده به واجب الوجود توبه كنم » كاغذ را نوشتم و به دست آقا دادم قضا را خوب شدم و نمردم ، وسواس مرا گرفته بود كه اين كاغذ در دست آن سيد ممكن است سبب قتل من شود . اتفاقا شبى آقا مبتلا به قولنجى شده بود مرا بردند . گفتم آقا من در طى ناخوشى خود سرسام بودهام و نمىدانم چه نوشتهام و بدست شما دادهام ، آن كاغذ را پس بدهيد كه من با حواس جمع به معالجه شما مشغول شوم . بالاخره كاغذ را پس گرفته آنگاه به معالجه آقا پرداختم » .
افتخار الحكماء نزديك به شصت سال در سبزوار طبابت و تدريس مىكرده و عاقبت در صد و چندسالگى در سبزوار وفات يافته است .
درباره تاريخ مرگش نوشتهاند سال 1348 قمرى بوده ، ولى از ماده تاريخى كه بمناسبت وفاتش سروده شده 1345 فهميده مىشود :
« اى دو صد حيف از اين شخص جليل »
م : 1 - غنى ، دكتر قاسم . يادداشتهاى دكتر قاسم غنى .
2 - مجله وحيد ، دوره 13 ، شماره 2 . صاحب امتياز سيف اللّه وحيدنيا .
افتخارى ، رحيم
رحيم افتخارى فرزند حسين تاجرباشى [ افتخار التجار ] در حدود سال 1267 خورشيدى در اردبيل به دنيا آمد .
او پس از كسب تحصيلات قديمه در اردبيل و مقدارى تحصيلات پراكنده در روسيه ، به گروه كمونيستى اردبيل مىپيوندد و در سال 1310 خورشيدى هنگامى كه اعضاى رهبرى گروه از جمله « حسن جودت » ، « حسابى » ، « حسين شرقى » ، « دكتر سلام اللّه جاويد » و « نيكبين » دستگير مىشوند او به روسيه مىرود .
رحيم افتخارى در شوروى بخاطر اتخاذ مشى ضد استالينى توسط « استالين » به