هما در اصفهان رحل اقامت افكند و در اين شهر ازدواج كرد و همسر اختيار نمود و داراى پنج پسر و سه دختر شد كه سه تن از پسرانش به سبب حسن خطّ و طبع شعر به شهرت رسيدند كه به ترتيب ميرزا محمّد حسين عنقا و ميرزا محمّد سها و ميرزا ابو القاسم طرب ، كه آخرى پدر شادروان استاد جلال الدّين همايى ، متخلّص به « سنا » بودند .
هما شاعرى توانا بود و در سرودن انواع شعر مهارت داشت ، امّا در غزلسرايى از استادى و توانايى بيشترى برخوردار بود و در حقيقت او را مىتوان از جمله شاعران غزلسرا شمرد . ديوان اشعارش وسيلهء فرزندش محمّد حسين عنقا ، جمعآورى و پس از درگذشت پدرش با كتابت ميرزا محمّد گلپايگانى و با چاپ سنگى در سال 1320 قمرى ( 1281 ش ) نشر يافت و بار ديگر در سال 1363 كليّات اشعار هما در دو مجلّد از طرف نشر ما ، طبع و نشر گرديد .
نمىدانم كىام ؟
بسكه اندر خويش حيرانم نمىدانم كىام ؟ * كافرم ، گبرم ، مسلمانم ، نمىدانم كىام ؟
گه عزيز مصر جانم ، بر سرير عزّ و ناز * گاه چون يوسف به زندانم ، نمىدانم كىام ؟
گه « ظَلَمنا » گوى و گه « ربّ بما اغويتنى » « 1 » * گاه آدم ، گاه شيطانم ، نمىدانم كىام ؟
گاه چون بدر آشكارم ، گاه پنهان چون هلال * گه كمال و گاه نقصانم ، نمىدانم كىام ؟
گاه دردم ، گاه درمان ، گاه خارم ، گاه گل * گاه گنج و گاه ثعبانم ، نمىدانم كىام ؟
گه سگ اصحاب كهفم ، گاه گرگ يوسفم * گاه مور و گه سليمانم ، نمىدانم كىام ؟
گاه رند بادهنوشم ، گاه شيخ خرقهپوش * گاه دانا ، گاه نادانم ، نمىدانم كىام ؟
گاه در بزم خردمندان ، نديم عاقلان * گاه مجنون بيابانم ، نمىدانم كىام ؟
هامش
( 1 ) - اشاره به دو آيهء قرآن ، در سورهء اعراف ، آيهء 22 ، از قول آدم و حوا :« قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ » ؛و ديگرى در سورهء حجر ، آيهء 38 ، از قول شيطان رجيم :« قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ » .