كاش در دفتر ذهنم هرگز * جملهء « عشق قشنگ است » نبود
كاش بر سنگ دل تو ، روزى * حكّ شود نقش وفا
آرى ، آرى ، برو ! اين رسم زمان است * مگر نه ،
كه نگاهم ز نگاهت ، غنچهء عشق بچيند * و سپس بر دل من
علف هرزهء اندوه برويد * برو ! پيمانشكن
برو ! اين رسم زمان است ، برو ! * در كدام افسانه
سخن از هجر دل * سوختهاى نامده است ؟
در كدامين دوران * شاعرى شوريده
غزلى از عطش * عشق و محبت نسرود !
آوخ ! افسانه عشق * ماندگار است بر اين خاطر آشفتهء من
نگه اوّل تو * ياد تو هست ، برو !
آرى ، اين رسم زمان است ، برو !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 669
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٦٦٩