وقار پس از سه سال از درگذشت پدر راهى هندوستان شد ( 1265 ) و در اين سفر برادر كهترش محمود « حكيم » با وى بود . در هند مثنوى مولانا جلال الدّين بلخى را به خطّ خوش نوشت و آن را با حواشى و تصحيح در بمبئى به چاپ رسانيد و ضمن سرودن اشعار گوناگون ، مثنوى « بهرام و بهروز » را به نظم كشيد . پس از بازگشت از هند ، تا سال 1274 كه برادرش حكيم درگذشت ، در شيراز بود . پس از چندى همراه دو برادر ديگرش ، فرهنگ و توحيد ، سفرى به تهران كرد و سرپرستى خانواده را به داورى ، پسر سوم وصال ، واگذارد .
اشعارى از مرحوم وقار دربارهء تهران و ديدنىهاى آن به يادگار مانده است كه در ديوانش درج است و سرانجام در سال 1275 قمرى به شيراز بازگشت و دگر بار به سال 1281 راهى تهران شد و سپس مسافرتى به كربلا كرد و ازآنپس كه به موطن خويش بازآمد سرانجام در سال 1298 قمرى ( 1259 ش ) در سنّ شصتوششسالگى بدرود حيات گفت و در حرم مطهّر احمد بن موسى ( شاه چراغ ) كنار پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد . »
وقار داراى آثار و تأليفات متعدّدى به شرح زير مىباشد : [ 1 ] انجمن دانش ، به سبك گلستان . [ 2 ] رموز الأمارة ، ترجمهء فرمان حضرت على عليه السّلام به مالك اشتر كه در 1331 به اهتمام دكتر محمود صادقيان به چهار زبان به چاپ رسيد . [ 3 ] روزمه خسروان پارسى ، به فارسى سره و به كوشش دكتر صادقيان طبع شده . [ 4 ] مثنوى خضر و موسى ، به تصحيح و تعليق دكتر طاوسى چاپ شده . [ 5 ] مثنوى قانون الصّدارة . [ 6 ] مرغزار . [ 7 ] شرح شش رباعى محتشم . [ 8 ] مجالس السّنة و محافل الأزمنة ، به سبك كشكول شيخ بهايى . [ 9 ] عشرهء كامله ، در وقايع كربلا و شهادت حسين بن على عليه السّلام .
[ 10 ] رساله در تفسير آيهء شريفهء
« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ . . . »
« 1 » [ 11 ] رساله در ترجمهء صد كلمه حضرت على عليه السّلام . [ 12 ] منظومهء فارسى ، ترجمهء منظومهء
هامش
( 1 ) - سورهء فتح ، آيهء 2 .