تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣

عرصهء عشق

در عرصهء عشق شهسوارى ، آرى * دل صيد تو شد كه دل شكارى ، آرى در پاى تو ميل آرميدن دارم * آن سرو بلند سايه دارى ، آرى

درد عشق

اى عشق ! كه با مَنَت دمادم ستم است * هر جور كه مىرسد مرا از تو ، كم است با درد تو زندگى نشاط است و سرور * بىدرد تو هرچه هست درد است و غم است

رقص آتش

اى عشق ! مرا به خوان خود مهمان كن * در وادى خود بخوان و سرگردان كن گه لذّت درد بخش و گه درمان كن * هر كار پسند توست با من ، آن كن