تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
استاد غلامحسين ميرخانى استفاده و تلمّذ كرد و تا مرحلهء كتابت عالى رسيد و در جرگهء خوشنويسان درآمد . نوا دربارهء شعر و شاعرى خود چنين مىگويد : « از سال 1361 تا 69 با استاد سرهنگ اسحاق شهنازى آشنا شدم و در محضر او تلمّذ كردم . او مردى دانشمند و وارسته و منظّم و متين بود و آخرين شغلش استاد ادبيات دانشگاه الزهراء بود و در سال 1369 در تهران درگذشت و هم‌اكنون مجمع گردآورى آثار شعراى رشت در صدد اقدام به چاپ اشعار ايشان مىباشند . » نوا از چند سال پيش كتابى به نام « پرچمدار كربلا » شامل آثار نظم و نثر شعر او نويسندگان دربارهء حضرت عبّاس بن على « قمر بنى هاشم » عليه السّلام تدوين كرد و درصدد است آن را به چاپ برساند .

جانا نيامدى !

يارا ! به كلبه‌ام تو به مهمان نيامدى * در انتظار بودم و اى جان نيامدى هستى عزيز مصر و به دل‌هاست مهر تو * امّا چه روى داد به كنعان نيامدى ؟ گفتم كه هست در برِ من ساز و شعر و شور * بهر سماع تُرك و صفاهان نيامدى هر روز اگر به مجلس شاهانه رفته‌اى * امّا چرا به شام گدايان نيامدى ؟ گر با محبّت است نشانِ صفاى دل * در كوى دوست از ره احسان نيامدى ديدار روى توست چو فصل بهار و گل * عمرم خزان شده‌ست ز حرمان ، نيامدى در انتظار توست « نوا » بار ديگرى * تا بينمت چو لاله و ريحان ، نيامدى

اى بهار من

اى هالهء بهار سپيدهء صبح بهار من ! * اى روشن از جمال تو شب‌هاى تار من ! اى آنكه موسيقى است برايم صداى تو ! * اى جلوه‌بخش خاطر غمگين و زار من ! شادم كه گشته دولت وصلت نصيب من * غم رفت تا كه آمدى اى گل كنار من
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 498 | سيد محمد باقر برقعى