صداى ترقه
دوست دارى بخندى از ته دل * شيطنتهاى تو چه شيرينند !
باز آهسته خوب مىبينى * چشمهايم تو را نمىبينند
از صداى ترقه مىترسم * شانههايت چه تند ، مىلرزد
چشمهايم پر از نم اشك است * بر لبت موج خنده مىلغزد
قلكت سكه سكه مىخندد * فشفشه ، انفجار ، نارنجك
داد و بىداد ! مرد همسايه * شيشههاى شكسته ، فحش ، كتك
بچه جان ! كوچه جاى بازى نيست * هيچ كار دگر ندارى تو ؟
اين همه شر و مردمآزارى * ورپريده ! پدر ندارى تو ؟
پدرت خسته مىرسد از راه * همه از كارهاى تو شاكى
كلهات گيج و منگ ، مىچرخى * وسط كوچه ، غرق در خاكى !
از اتاقت هميشه دلگيرى * ديگر از درس و مشق ، بيزارى
گوشهايت پر از حكايت و پند * چشمت از فيلمهاى تكرارى
توپبازى و گل زدن ممنوع * خانه و كوچه مثل زندان است ،
خوش به حال حميد همسايه * روز و شب بىدليل ، خندان است !
بىادب نيستى تو ، مىدانم * نوجوانى ، دلت پر از شور است
يا زمينى براى بازى نيست * يا اگر هست كوچك و دور است
كاش مىشد به آسمانها رفت * مثل يك بادبادك زيبا
دوست دارى كه برنگردى باز * دستكم تا سپيده فردا
خنده سبز بهاره
براى مشق نوشتن ، دوباره دلتنگم * براى كيف و ورقهاى پاره دلتنگم
براى شيطنت و شرم معذرت خواهى * براى خطكش ناظم دوباره دلتنگم
براى صورت ( سارا ) كه ناز ، مىخنديد * براى حقحق و اشك ( ستاره ) دلتنگم