تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
خانم سقّازاده كه براى شعرش از تخلّص نگار استفاده مىكند ، شاعرى توانا و خوش‌قريحه و بااستعداد است و در دنبالهء سخنش ادامه مىدهد كه : « مهمترين عامل پيشرفت خود را علاقه براى بيشتر دانستن و نوشتن و سرودن ، تشويق‌هاى مكرر و حمايت‌هاى بىدريغ والدين و معلّمان مىدانم و آنچه در زير به نظر مىرسد تلاش چند سال كوشش من است كه پيش رويتان است و بعضى از آنها را با تخلّص نگار زينت داده‌ام . »

گوهر ناب على

آسمان آن شب به دوش خود سبوى گريه داشت * پهنه سطح زمين هم رنگ و بوى گريه داشت دست مولا نيمه‌شب گل در كفن پيچيده بود * اشكهاى زينب و بغض حسن را ديده بود آسمان هم‌ناله شد با كودكان فاطمه * شد پريشان موى شب ز آه نهان فاطمه پهلوى زهرا چو ديد آن شب ، دل مولا شكست * داغ اين زخم نهان بر سينه مولا نشست جاى ميخ و صورت نيلى و بازوى كبود * صبر و آرام دل غم‌ديده مولا ربود ! من چه گويم از غم مولا ؟ كه تاريخ آگه است * ناله تنهايى مولا دل شب را شكست ! خانه‌هاى شهر ، در زنجير وهم‌انگيز خواب * خانه زهرا پر از اندوه و درد و اضطراب غنچه‌هاى اشك باغ خانه‌اش گل كرده است * جاى بند مشك ، روى شانه‌اش گل كرده است ! سينه زهرا كه جاى بوسه پيغمبر است * گل دميده جاى آن ، يا جاى گل ميخ در است ! بود بر دوش على ، جان على با اشك و آه * بىصدا ، اما سراپا چون دل آن شب ، سياه ! بندبند سينه سخت زمين از هم گسست * زين مصيبت آسمان هم قامتش درهم شكست ! رفت در آغوش بابا گوهر ناب على * خون شد از اين غم دل طفلان بىتاب على رفت تا از غنچهء پرپر بگويد با پدر * وز غم تنهائى حيدر بگويد با پدر

نان و خرما به دوش

كوچه‌ها تنگ و خانه‌ها تاريك * نالهء دل به گوش مىآمد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 491 | سيد محمد باقر برقعى