تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥

هجرت سرخ

او معنى عشق را فراتر فهميد * پرواز سپيد را سبك‌تر فهميد شب بود و على و جانمازى خونين * اين هجرت سرخ را كبوتر فهميد

جام بلا

روزى كه به عشق آشنايت كردند * صهبازدهء جام بلايت كردند آن دم كه به خون خود وضو مىكردى * گل‌واژهء سرخ كربلايت كردند

غريب

به روى دامن شب چون ستاره مىآييم * هنوز بارهء غم را سواره مىآييم كبوتران غريبيم و تا حريم نگاه * شكسته‌بال براى نظاره مىآييم