تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
حالا خوشم كه گوشهء ميخانه ساعتى * مست و خراب گشته‌ام از جام باده‌اى ديباچهء كتاب هوسهاى خلقتم * برنامه مكررى و فوق‌العاده‌اى

دعاى مستجاب

آن شنيدم بر سبيل اتفاق * خشكسالى شد پديد اندر عراق اشك ياران خشك شد در چشم ابر * سوخت خرمن از شرار خشم ابر روستايان در فشار از قحط آب * همچو ماهى در زمين در پيچ‌وتاب كودك و پير و جوان با حال زار * ملتجى گشتند بر پروردگار شوخ چشمى گفت ، طفل خردسال * از چه آورديد در اين قيل و قال پاسخش دادند ، آه اى كودكان * مىگشايد باب رحمت ز آسمان در حديث آورده‌اند اهل خبر * « آه صاحب درد را باشد اثر » مرد دانا اين حكايت چون شنفت * در جواب روستايان بازگفت گر دعاى طفل مىشد مستجاب * كاخ علم از بيخ و بن گشتى خراب آه اطفال ار اثر مىداشتى * يك معلم در جهان نگذاشتى

ملك ما

تا خون نژاد پارس اندر رگ ماست * در مذهب ما نه چپ مطاعست نه راست سرلوحهء آرمان ما صلح و صفاست * زيراكه سعادت وطن مسلك ماست