حالا خوشم كه گوشهء ميخانه ساعتى * مست و خراب گشتهام از جام بادهاى
ديباچهء كتاب هوسهاى خلقتم * برنامه مكررى و فوقالعادهاى
دعاى مستجاب
آن شنيدم بر سبيل اتفاق * خشكسالى شد پديد اندر عراق
اشك ياران خشك شد در چشم ابر * سوخت خرمن از شرار خشم ابر
روستايان در فشار از قحط آب * همچو ماهى در زمين در پيچوتاب
كودك و پير و جوان با حال زار * ملتجى گشتند بر پروردگار
شوخ چشمى گفت ، طفل خردسال * از چه آورديد در اين قيل و قال
پاسخش دادند ، آه اى كودكان * مىگشايد باب رحمت ز آسمان
در حديث آوردهاند اهل خبر * « آه صاحب درد را باشد اثر »
مرد دانا اين حكايت چون شنفت * در جواب روستايان بازگفت
گر دعاى طفل مىشد مستجاب * كاخ علم از بيخ و بن گشتى خراب
آه اطفال ار اثر مىداشتى * يك معلم در جهان نگذاشتى
ملك ما
تا خون نژاد پارس اندر رگ ماست * در مذهب ما نه چپ مطاعست نه راست
سرلوحهء آرمان ما صلح و صفاست * زيراكه سعادت وطن مسلك ماست