عكسالعمل شاعر در برابر بىمهرىها و كينتوزىهاى روزگار است . »
نعمت ، صرفنظر از مقام و منزلتى كه در شعر و شاعرى داشت ، از هنر خوشنويسى برخوردار بود و در نوشتن انواع خطّ ، بهخصوص خطّ شكسته ، استاد بود .
نعمت سفرهايى به عتبات عاليات و بمبئى و سمرقند و بخارا و مصر و اسكندريّه و استانبول داشته و شرح آن را در سفرنامهء بمبئى ذكر كرده است و همچنين داستانهاى شيرينى از اين سفرها در كتاب ديگر خود به نام « چهل و يك حكايت » نقل كرده است . كليات ديوان اشعارش وسيلهء دكتر منصور رستگار ، استاد دانشگاه شيراز ، با مقدّمهاى محقّقانه تصحيح و چاپ شده است .
راه دير مغان
هر سالكى كه دامن پير مغان گرفت * از جام مى ، خبر ز رموز جهان گرفت
آزاد ، آنكه بر دوجهان آستين فشاند * فارغ ، كسى كه گوشهء آن آستان گرفت
شاد ، آنكه هرچه داشت ، به دور گل و سمن * از دست داد و بادهء چون ارغوان گرفت
اى دل ! رسوم عشق ز پروانه ياد گير * كز وصل شمع ، شعلهء شوقش به جان گرفت
كى جان به در بريم ؟ كه خونخوار چشم يار * بر كف ز مژهء تير و ز ابرو كمان گرفت
تا دست كس كمر نشود در ميان او * گيسويش ، آن ميان چو مو ، در ميان گرفت
پرگاروار گرد عذارش بگشت خطّ * مهر دهانش را به ميان ، نقطهسان گرفت
خود ميزبان عشق ، ز اوّل دل مرا * بر خوانِ غم به خوردن خون ، ميهمان گرفت
يار ار نظر به گوشهء چشمى به ما فكند * يكباره گوشه از همه خوبان توان گرفت
مرغ دل از بر من مسكين رميده شد * تا در شكنج طرّهء وى ، آشيان گرفت
آسان نگشت مشكل « نعمت » ز خانقاه * زين پس ببايدش ره دير مغان گرفت
قدر آبرو
در ره عشق تو ترك سر و جان اين همه نيست * با گدايىِ درت مُلك جهان اين همه نيست