تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
عكس‌العمل شاعر در برابر بىمهرىها و كين‌توزىهاى روزگار است . » نعمت ، صرف‌نظر از مقام و منزلتى كه در شعر و شاعرى داشت ، از هنر خوشنويسى برخوردار بود و در نوشتن انواع خطّ ، به‌خصوص خطّ شكسته ، استاد بود . نعمت سفرهايى به عتبات عاليات و بمبئى و سمرقند و بخارا و مصر و اسكندريّه و استانبول داشته و شرح آن را در سفرنامهء بمبئى ذكر كرده است و همچنين داستان‌هاى شيرينى از اين سفرها در كتاب ديگر خود به نام « چهل و يك حكايت » نقل كرده است . كليات ديوان اشعارش وسيلهء دكتر منصور رستگار ، استاد دانشگاه شيراز ، با مقدّمه‌اى محقّقانه تصحيح و چاپ شده است .

راه دير مغان

هر سالكى كه دامن پير مغان گرفت * از جام مى ، خبر ز رموز جهان گرفت آزاد ، آنكه بر دوجهان آستين فشاند * فارغ ، كسى كه گوشهء آن آستان گرفت شاد ، آنكه هرچه داشت ، به دور گل و سمن * از دست داد و بادهء چون ارغوان گرفت اى دل ! رسوم عشق ز پروانه ياد گير * كز وصل شمع ، شعلهء شوقش به جان گرفت كى جان به در بريم ؟ كه خونخوار چشم يار * بر كف ز مژهء تير و ز ابرو كمان گرفت تا دست كس كمر نشود در ميان او * گيسويش ، آن ميان چو مو ، در ميان گرفت پرگاروار گرد عذارش بگشت خطّ * مهر دهانش را به ميان ، نقطه‌سان گرفت خود ميزبان عشق ، ز اوّل دل مرا * بر خوانِ غم به خوردن خون ، ميهمان گرفت يار ار نظر به گوشهء چشمى به ما فكند * يكباره گوشه از همه خوبان توان گرفت مرغ دل از بر من مسكين رميده شد * تا در شكنج طرّهء وى ، آشيان گرفت آسان نگشت مشكل « نعمت » ز خانقاه * زين پس ببايدش ره دير مغان گرفت

قدر آبرو

در ره عشق تو ترك سر و جان اين همه نيست * با گدايىِ درت مُلك جهان اين همه نيست