تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
لطفى نديده اين همه نازت كشيده‌ام * تندى مگر براى كسى امتياز شد ؟ تنها نه وصل تو سبب اشك و آه ماست * هجر تو نيز مايهء سوز و گداز شد « نصر » از غم وصال تو قطع اميد كرد * هرچند ، يار مطبخىاش در نماز شد

مكتب عشق

همىدانم كه اين ويرانه‌آباد * به هركس چيزهايى مىدهد ياد چو شمع شب‌شكن در مكتب عشق * مرا خود سوختن آموخت استاد

عرصهء عشق

ازبس به پاى آتش تو سوخت هستىام * فتوا نوشته‌اند به آتش‌پرستىام من شاه‌باز عرصهء عشقم ، كه روزگار * تا چشم كرده باز ، نديده‌ست پستىام