تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
منم پيوسته مست و والهء دل * دو چشمم خون‌فشان از ژالهء دل نشان در سينه از دل غير خون نيست * نويسم با همين خون نالهء دل
* * *
اگر دلبر كند بيداد ، اى دل ! * تحمّل كن ، مكن فرياد ، اى دل ! رسد روزى كه دست چرخ گردون * كند كاخ ستم بر باد ، اى دل !
* * *
بپرسيدم من از پيرى كهنسال * دگر عشق بتان دارى در اين حال ؟ بگفتا : عشق پيرى گر بجنبد * كند عشق جوانان سخت پامال
* * *
خداترسم ، ولى بُت مىپرستم * ز حقّ هشيارم و از عشق مستم به عالَم همچو من آزاده‌اى نيست * اگرچه در غم دل پاىبستم